و از جمله معتمدان روايت است كه يكى از ايشان تاج الدين بلغارى بود ، كه در اين روزگار كسى ادويه بهتر از او نمىشناخت « 1 » .
آن موضع كه گل از آنجا برمىداشتهاند ، آب دريا گرفته است .
و از آن گل جز آنكه در خزاين « 2 » پادشاهان قديم مانده باشد « 3 » جائى ديگر بدست نمىآيد .
شرح قصب الذريره
ابو على گويد : بهترين او ياقوترنگ باشد .
و چون قصب الذريره بدست نمىآيد ، و آنچه مىآورند نه آنست ، طبيبان بدل آن عدس مر به كار دارند .
و متقدّمان گفتهاند : در ترياق نشايد بدل دارو « 4 » داروى ديگر به كار دارند ، از جهت آنكه ترياق عمل بخاصيّت كند ، و بدل را آن خاصيّت نباشد كه اصل را باشد .
شرح ساذج هندى
ابو على گويد : آنچه مىآورند ساذج « 5 » هندى نيست ، بسيار بار پادشاهان بطلب ساذج هندى كس فرستادند ، و حاصل نشد ، و بدست نيامد « 6 » .
و چنين مىگويند : كه در اقصاى هندوستان در حوض خانهء
هامش
( 1 ) - م : نشناخت
( 2 ) - م : خزينه
( 3 ) - كلمهء ( باشد ) در - م - نيست
( 4 ) - كلمهء ( دارو ) در - ج ، ن - نيست
( 5 ) - م : ساوج
( 6 ) - م : فرستادهاند و حاصل نشده و بدست نيامده .