بسر نيش سوراخ مىكنند . تا از آن سوراخها روغن برون مىآيد .
و در سالى اندكى حاصل ( مىشود ) .
امتحان روغن بلسان . اگر روغن بلسان « 1 » در آب چكانند بازير آب شود ، و بآهستگى به آب بياميزد ، و آب را تيره گرداند .
( و اگر بر شير تازه چكانند هم در حال شير را بسته گرداند . ) و آب ازو جدا شود . و آن بحقيقت « 2 » صمغى است نه روغنى .
و اگر پشمى در وى زنند و بسوزند ( به آتش ) ، و خاكستر او را به آب بسرشند ، اگر چون موم باهم گيرد ، روغن خالص باشد .
و بهترين آن ( بود كه ) تازه بود كه كهنه تيره بود ، و قوّتش بنماند .
خواصّ « 3 » ، روغن بلسان تمامت زهرها را سود « 4 » دارد . و ترياق فاروق بىآن نتوان ساخت .
و بچّهاى كه دير از شكم برون آيد ، چون روغن بلسان زير او بسوزند زود برون آيد .
و در صرع و رنجهاء باد زريح 69 ( كذا ) و جگر « 5 » و معده و درد پاى كه از سردى خيزد « 6 » سود دارد .
( و بر جمله خاصيّت ) و منفعت او در كتاب طبّ بسيار است ، و عزيز الوجود « است نزد حكماء « 7 » . »
هامش
( 1 ) - ع : بلسان را
( 2 ) - ع : بتحقيق
( 3 ) - ع : در خواص
( 4 ) - ج : به تمام زهرها سود - ن : بتمامت زهرها سود
( 5 ) - م ، ج ، ن : و در صرع و در رنجهاء سردى و رنج جگر
( 6 ) - ع : باشد
( 7 ) - در ج ، ن ، م : نيست .