نكردهاند . و مبلغ « 1 » پانصد مثقال از آن بالشى مىخوانند .
و در هندوستان تنگه .
و بعضى خالص رها كردهاند غير مغشوش . چون زرهاء مغربى و بعضى مغشوش كرده ، و منقوش .
و مواضعى كه در تركستان است از معادن زر ، و آنجا آبهاء بزرگى « 2 » مىرود ، پوستهاء گوسفند را « 3 » در سنگهاء بزرگ « 4 » مىبندند ، و بدان آب فرومىگذارند ، ذرّات زر در پشمهاء آن پوست مىگيرد .
بدينطريق زر بسيار حاصل مىكنند « 5 » .
« و بعضى ريگها را كه در ميان آبها باشد مىشورند . و زرها « 6 » از آن برون مىكنند « 7 » » .
و در بعضى مواضع ( از ) زمين عجم بواسطهء زيبق حاصل مىكنند .
خاك را آس مىكنند .
و در بعضى از بلاد مىروند و از جوى تا دانگى « 8 » مىيابند .
و زر ثقيلترين جملهء انواع فلزّات است . و بهترين جملهء انواع جواهر ( بود .
و ) اگر گوگرد بر زر گداخته اندازند « 9 » نرم شود . و لونش زيادت .
و زرى كه از كيميا « 10 » سازند ، از خلاص برون نيايد . و بحقيقت زر نباشد ، بلكه ماناى « 11 » زر باشد . اگرچه كيمياگران طرفى « 12 »
هامش
( 1 ) - كلمهء ( مبلغ ) تنها در - ع - است
( 2 ) - م : بزرگ
( 3 ) - ع :
گوسفندان
( 4 ) - ع : بزرگى
( 5 ) - ع : مىكند
( 6 ) - ج ، ن : و زر
( 7 ) - در - م - نيست
( 8 ) - ع : از معادن از جوى تا دانگى سنگ - ن ، ج : و از جو تا دانگ
( 9 ) - ع : طرح كنند
( 10 ) - ع : كه بصنعت
( 11 ) - ع : بلكه مانند
( 12 ) - ع : طرقى .