كرده بوى دهن خوش كند . و عسر البول را سود دارد « 1 » ( و معجونها و داروها كه از وى كنند پاك و نيكو بماند . ) و ازو اقليمياء فضىّ 63 حاصل كنند « 2 » .
فصل در صفت مس و خواصّ آن « 3 »
مس دو نوع « 4 » است يكى « 5 » صافيست و روشن سرخ « 6 » كه با زردى زند .
و بهترين انواع نحاس آنست كه سرخست و نرم .
و نوعى ديگر سرخ سياهرنگ سخت « 7 » . و اين نوع نيك نيست .
( و ) دهنه در معدن مس تولّد كند « 8 » . و اگر نحاس را با ماست « 9 » بياميزند ، ازو زنجار حاصل شود .
و اگر ( مس را بگدازند ، و ) توتياء مدبّر بر وى افكنند « 10 » همرنگ زر شود . و آن برنج است كه از او اوانيها « 11 » كنند .
و اگر مس را بگدازند ، و قدرى قلعى بر وى « 12 » افكنند ، برنگ نقره شود . و سفيدرو آنست « 13 » .
و مس سوخته در مرهمها و خضاب به كار دارند . و در صنعت ميناكارى « 14 » و كاشىگرى ، و نقوش خواتيم . و بلورينهها هم بآلات « 15 » مس
هامش
( 1 ) - م : دهد
( 2 ) - در - ع - جملهها پسوپيش و مختلف است و عبارت چنين است ( و ازو قليمياء فضى حاصل كنند و معاجين كه از وى سازند پاك بماند )
( 3 ) - ع : و خاصيت او
( 4 ) - ع : مس انواع
( 5 ) - ع : يك نوع
( 6 ) - ع : سرخى
( 7 ) - ع : صلب
( 8 ) - ع : مىكند
( 9 ) - ج ، ن ، م : با زنجار ؟
( 10 ) - ع : و اگر توتيا بزنجار طرح كنند
( 11 ) - ع : كه از او آينها - در نسخ ديگر : اوانيها ؟
( 12 ) - ع :
دروى
( 13 ) - ب : و سفيدرويست
( 14 ) - ج ، ن ، م : ميناگرى
( 15 ) - ع : آلات .