شد يا با عيارى يا غير آن ) و نضجى كامل يابد « 1 » آن مادّه در غايت رقّت و صفا بود . قدرت ازلى صورت زرى اعطا كند او را « 2 » . و حدوث جوهر زر ازين وجه باشد .
و علّت آنكه زرها « در معادن » « 3 » بعضى خالص باشد ، و بعضى نبود « 4 » ، آنست كه با مادّهء زر در اصل فطرت جوهرى ديگر چون نقره ، يا نحاس ، يا قلعى ، آميخته باشد . « به حكم مجاورت آن زر خالص نباشد . و اختلاف عيارهاى زر غير معمول بدين سبب باشد . و آنچه معمول بود ظاهر است « 5 » . »
و زر جوهرى است مشهور و معروف . و طبيعت او گرم و تر است ، و بقولى معتدل ( است و لطيف ) .
و خواصّ و منافع آن ظاهرتر از آن است كه بشرح و بسطى « 6 » حاجت آيد .
امّا صورت جوهر زر به هيچ چيز از كيفيّات عناصر اربعه فساد نپذيرد . و هيچ قوّت عنصرى او را باطل نتواند كرد . و بيشتر از فلزّات كه با او امتزاج دهند او را بسوزاند ، و زر خالص بماند ، و غشّ را از او پاك گرداند .
و اگر زر خالص را مدّتهاء مديد در زيرزمين پنهان « 7 » دارند ، هيچچيز از او كم نگردد . و لون او متغيّر نشود ، بخلاف جواهر ديگر .
هامش
( 1 ) - ع : و نضجى كامل تابد
( 2 ) - ( او را ) تنها در ع است
( 3 ) - ( در معادن ) فقط در - م - است
( 4 ) - ع : و بعضى نه
( 5 ) - فقط در - م - است
( 6 ) - ع : و بسط
( 7 ) - ع : نهان .