فصل در صفت نقره ( و منفعت ) و خواصّ او
نقره جوهريست معروف و مشهور ، از جملهء فلزّات سبعه .
طبيعت او سرد و خشك و لطيف است . و جماعتى « 1 » از اطبّا برآنند كه معتدلست . و همچنانكه « 2 » بيشتر معادن زر « 3 » در زمين گرمسير است ، بيشتر معادن نقره « 4 » در زمين سردسير است . و آن بيشتر و بهترست .
نقره زر است اما پايندگى او چندان نيست كه از آن « 5 » زر . و زود بداروها سوخته « 6 » و ناچيز گردد . و در زمين « 7 » بروزگار دراز ( مانند ) خاكستر شود .
و از معادن بعضى نقره ( را ) بواسطهء سيماب حاصل مىكنند « 8 » . در وقت گداختن ، چون نقره را گوگرد برافكنند ، صورت او را فاسد كند .
خاصّيّت او آنست كه در معجونها و مفرحّها به كار دارند . و در داروهاء چشم بغايت نافع بود . و دل را قوّت دهد . و كثرت رطوبت « 9 » را دفع كند . و بلغم لزج را تقطيع كند . مجفّف است چون با داروهاء ديگر بياميزند . و به گر و خارش سود دارد . و با ديگر ادويه تركيب
هامش
( 1 ) - ع : و بعضى
( 2 ) - م : و همچنانچه
( 3 ) - ( زر ) در - م - نيست
( 4 ) - ع : معادن اكثر نقره
( 5 ) - ( از آن ) در - م - نيست
( 6 ) - ع : و بواسطهء ادويه سوخته
( 7 ) - ع : افزوده : ( در زمين ) در نسخ ديگر نيست
( 8 ) - ج ، م ، ن :
و از معادن نقره را بواسطهء سيماب مىكنند
( 9 ) - م : رطوبات .