و آن جوهرى معدنى است و معادن او در « 1 » بسيار مواضع هست .
و بيشتر آن « 2 » در حدود فرنگ است . و ( مىگويند تولّد آن از چشمهاست ، امّا حقيقت آنست كه ) آن دو نوع است : بعضى [ همچنان ] در كان و چشمه « 3 » مىيابند « 4 » . و بعضى از سنگ مىگيرند « 5 » . و سنگ سيماب ، سرخ باشد « 6 » مانند شنگرف « 7 » ناسوده . و بعضى آن را شنگرف « 7 » كانى مىخوانند .
و ( آنچه گويند در شنگرف سيماب حاصل آيد ، بدين شنجرف سيماب را خواهند . و آن شنجرف ) كه در الوان « 8 » نقّاشان به كار دارند ، از سيماب و گوگرد « 9 » سازند . و از نوعى ديگر سيماب حاصل نتوان كرد .
و بسيار چيزها باشد كه هم در معدن باشد ، هم بصناعت « 10 » توان ساخت ، مانند نوشادر كه از معدن خيزد ، و از دود تون بصنعت سازند « 11 »
و طبيعت سيماب سرد و ترست ، در درجهء دوم . و مصعّد و قابض است .
و اگر سيماب نباشد ( هرگز چيزها را ) زراندود « 12 » نتوان كرد « 13 » ، و زرريزه از كان بيرون نتوان آورد .
( و ) سيماب مضرّ است جملهء انواع « 14 » حواسّ را « 15 » . و مبطلست
هامش
( 1 ) - ( در ) در - م ، ج ، ن - نيست
( 2 ) - ع : اما بيشتر - م ، ج ، ن : و بيشتر از آن
( 3 ) - كلمهء ( چشمه ) تنها در - ع - است
( 4 ) - ب : مىباشد
( 5 ) - ع : از سنگ حاصل مىكنند
( 6 ) - ع : مىباشد .
( 7 ) - ب : شنجرف
( 8 ) - ع :
و آن زنجفر كه در الوان
( 9 ) - ع : و كبريت
( 10 ) - ع : و بصنعت
( 11 ) - ب :
و از دود تون نيز سازند - ج ، ن : و هم از دود تون توان ساخت
( 12 ) - ب :
هرگز چيزها را زراندود - ج ، ن ، م : هرگز زر آوند
( 13 ) - ع : ساخت
( 14 ) - ( انواع ) در - م ، ج ، ن - نيست
( 15 ) - ب : خواص حواس را