تأثيرى كامل دارد .
و « 1 » مصروعان را نافع باشد . و چون بواسطهء آن عطسه آرند ، درد سر را سود دارد .
و آن نوع كه زردست ، بيشتر اجسام فلزّات را سياه گرداند .
و نقره را كلس بوى توان كرد « 2 » . و زرگران سيم سوخته بدان [ پاك ] كنند « 3 » ، و شكن از « 4 » زر شكندار ببرد . و زر بد طبع را نرم كند « 5 » . و افادت لون سرخى كند . و ( درو ) دهنيّتى تمام است كه گوئى روغنى است « 6 » منجمد و متحجّر شده .
نوعى ديگر است ( گوگرد ) سفيد ، و آن را فارسى خوانند ، و او خوردنى است ، آن را « 7 » با روغن كنجد حلّ كنند ، و بر جرب طلى « 8 » كنند ، گر را پاك كند . و نافع بود .
و گر به انسان « 9 » مخصوص نيست ، بلكه جملهء انواع « 10 » حيوانات را كه « 11 » گر باشد ، گوگرد « 12 » به روغن حلّ كرده ، درو « 13 » مالند .
و اگر خواهند « 14 » كه جامه را سفيد كنند « 15 » ، گوگرد را در زير وى « 16 » دود كنند ، بغايت « 17 » سفيد شود .
هامش
( 1 ) - ( واو ) در - ج ، ن - نيست
( 2 ) - م ، ب : بوى كنند
( 3 ) - م :
بوى كنند - ج ، ن : بدان كنند
( 4 ) - ( از ) تنها در - ع - است
( 5 ) - ع : و نيز طبع را نرم گرداند
( 6 ) - ب : گوئى روغن - ع : درو گوئى روغنى است
( 7 ) - ( آن را ) در - م - نيست
( 8 ) - ب : و بر جرب و گر طلى - م : حل كرده بر جرب طلا - ج ، ن : حل كرده بر جرب و گر طلى
( 9 ) - ع : باشد و در انسان
( 10 ) - ( انواع ) در - م : نيست
( 11 ) - ( كه ) تنها در - ع - است
( 12 ) - ع :
كبريت
( 13 ) - ب : در وى
( 14 ) - ب : خواهد
( 15 ) - ب : كند
( 16 ) - ع : زير جامه
( 17 ) - كلمهء ( بغايت ) تنها در - ع - است .