و از آن بسيار افتد كه مانند باشد بحجر يشب . و فرق ميان ايشان بصلابت و رخاوت است ، باقى بجميع وجوه حجر يشب باشد .
و امتحان او چنان كنند « 1 » كه آن را بدندان فروآرند « 2 » . اگر دندان آن را بتراشد ، باش باشد . و اگر نتراشد يشب باشد . و بسوهان نيز امتحان كنند . باش « 3 » سوهان قبول كند . و يشب نكند .
خاصّيّت او آنست كه يك مثقال رخام « 4 » سوده ( با خمر ) به صاحب علّت سپرز « 5 » دهند ، تا بخورد شفا يابد .
فصل در معرفت حجر توتيا 58
و خواصّ او « 6 » .
و آن انواع است . بعضى صناعى ( است ) . و بعضى معدنى . امّا آنچه صناعى است « 7 » توتياء نايژه « 8 » خوانند ( و آن در زمين « 9 » كرمان مىسازند )
و آنچه معدنى است آن را توتياء فيدى گويند . و معدن او در كوهى است در زمين باديه نزديكى « 10 » بفيد ، رودخانهايست از ميان ريگ « 11 » .
پارههاء خرد از آن توتيا برون « 12 » مىآيد . و لون او سبز باشد .
هامش
( 1 ) - ع : او آنست
( 2 ) - ب : فروبرند - م : فرود آرند
( 3 ) - ب : به آتش
( 4 ) - ع : رخا
( 5 ) - ب : بغايت با خمر به صاحب سور ؟
( 6 ) - ع :
و خاصيت او
( 7 ) - ب : افزوده : ( توتياء باشد )
( 8 ) - ب : بائره - ج ، ن ، م :
نايزه
( 9 ) - ب : زمان
( 10 ) - م : نزديك
( 11 ) - ب : ريگ آن
( 12 ) - ب : بيرون