عملى مىسازند . و جماعتى آن را « 1 » كوكب الارض خوانند . پارههاء تنك « 2 » [ سفيد ] و « 3 » شفّاف باشد ، تو بر تو « 4 » هرچه تنكتر « 5 » و صافىتر باشد « 6 » بهتر .
و اگر صاحب صناعت ماهر بود . ازو مرواريد چنان بسازد ، كه فرق نتوان كرد . و مردم گمان « 7 » برند كه مرواريد موضوع « 8 » است نه مصنوع .
و اگر طلق را « 9 » محلول كنند 57 ، و قدرى صمغ عربى « 10 » و زعفران با او بياميزند ، و به دو چيزها بنويسند ، چون خشك شود ، مانند زر باشد . و بىزعفران مانند نقره .
و خاصيت او آنست كه چون حلّ كنند و در دست « 11 » و پاى مالند ، ( و ) يا ديگر اندامهاء ، و در آتش روند نسوزند « 12 » . « و اگر كرباس به دو تر كنند و خشك ، در آتش اندازند نسوزد « 13 » »
فصل در معرفت « 14 » حجر رخام و خواصّ آن « 15 »
و او سنگيست سفيد بغايت رخو ، و معدن او در بيشترى از
هامش
( 1 ) - ع : و جماعت صناعت
( 2 ) - ب ، ج ، ن : نيك - ع : تنك
( 3 ) - ( واو ) در - م ، ب : نيست
( 4 ) - م ، ب : توى بر توى
( 5 ) - م ، ن ، ج :
نيكتر
( 6 ) - كلمهء ( باشد ) تنها در - ع - است
( 7 ) - ع ، ج ، ن : گمانى
( 8 ) - ع : موضع
( 9 ) - ( را ) در - م : نيست
( 10 ) - ( عربى ) تنها در - ع : است
( 11 ) - ع :
و بر دست
( 12 ) - ن ، ج : بنسوزند - ب : افزوده ( و الله اعلم )
( 13 ) - در - م ، ب : نيست
( 14 ) - ع : در صفت
( 15 ) - ع : و خاصيت او