زود مست شود .
و درو سمّيّتى هست بواسطهء اسرب .
و طبيعت او گرم و خشك است . و درو قبضى هست ، و مجفّف است .
و رفتن خون را باز « 1 » دارد . و ريشها را نافع بود .
چون آن را سوده باشند ، و با پيه تازه بهم بكوبند ، و بر خشكيها نهند ، نگذارد كه ريش شود . و اگر ريش ( شده ) باشد ، با صمغ سفيد طلى كنند . نافع بود « 2 » « ان شاء اللّه « 3 » . »
( حجر الاثمد بلورى نيز مىباشد بعينه چون سنگ بلور ، شفّاف و براق و سفيد و سخت . آن در كوههاى خيبر و كافرى پيدا مىشود .
و چون آن را ترتيب مىدهند نهايت مجرّبست براى گل چشم ، و تاريكى چشم ، و غيره . جميع امراض چشم . ليكن او را قدرى زير دندان گيرند ، اگر طعم آن شيرين بود ، خوب است ، و الا نه ، ناكاره است .
طريق ساختن كحل اثمد « 4 »
بگيرند اثمد « 4 » اصفهانى هر قدر كه خواهند ، و او را در سرابه سرخ كرده ، در گلاب خاموش نمايند . همچنين دو كرت سرخ كنند .
هامش
( 1 ) - ن ، ج ، م ، قبضى است و مجفف است و نيروء خون باز - ب : قبضى هست و محقن است و نيز خون باز
( 2 ) - ب : آيد
( 3 ) - تنها در - ع - است
( 4 ) - ب : الاثمد