بهترين « انواع آن » « 1 » عدسى بود . و دانههاء او به قدر دانهاء ماش باشد « 2 » . و برنگ سرخ بود « 3 » . در داروهاء چشم به كار دارند ، و بر جراحتها پراكنند « 4 » .
فصل « در معرفت » « 5 » حجر القمر « و خواصّ او » « 6 »
يعنى سنگ ماه . و عرب آن را بزاق القمر 50 خوانند ( و ) سنگ « 7 » عسلى نيز [ گويند ] .
بوقتى كه ( ماه ) در زيادت باشد ، چون بر مصروع بندند سود دارد .
و درختى كه بار نياورد ، چون برو بندند بار گيرد « 8 » . « و زن كه حامله نشود چون برو بندند حامله شود » « 9 »
( و ) بعضى گويند برو « 10 » نقطهايست كه بوقت افزونى ماه مىافزايد « 11 » .
و بكاستن ( ماه ) مىكاهد ، و خردتر مىشود .
فصل در معرفت حجر كركى و خاصّيّت او « 12 »
[ كركى ] سنگى « 13 » سفيدست ، طبع او سرد و خشك « 14 » و در
هامش
( 1 ) - در - ج ، ن - نيست
( 2 ) - ب ، ج ، ن : باشند
( 3 ) - ( بود ) فقط در - ع است
( 4 ) - ب ، ج ، ن ، م : و بر ريشهاى جراحت كنند
( 5 ) - در - ج ، ن - نيست
( 6 ) - ع ، ب : و خاصيت او ( ب : آن )
( 7 ) - م : و سنگ - ج ، ن ، ب : و سنگى
( 8 ) - ج ، ن : بار نگيرد
( 9 ) - فقط در - ع - است
( 10 ) - م : كه برو
( 11 ) - ب :
مىافتد - و افزوده : ( و در وقت افزونى ماه نقطه مىافزايد )
( 12 ) - ب : الكركى و خواص آن - م : در ذكر حجر كركى و خواص او
( 13 ) - م : و آن سنگى
( 14 ) - ب : و طبع او سرد و خشك است .