نيز بازدارد « 1 » . و بر ورم گرم بستن « 2 » سود دارد . و ( هركه ) با خود دارد « 3 » چشم بد به دو كار نكند « 4 » .
فصل در معرفت ] حجر الحىّ « و خاصّيّت او » « 5 »
آن سنگى است « 6 » از جنس پادزهرها ، اندكى با رنگ خاكستر زند . و برو خطها « 7 » باشد .
خاصّيّت او آنست كه بر مارگزيده بندند شفا يابد . و زهر از او برون « 8 » آيد . و علّت نسيان را بغايت نافع بود .
فصل در معرفت سنگ زيت « و خواصّ او » « 9 »
و آن سنگى است كه چون آب برو ريزند آتشى ازو افروخته شود « 10 » . و چون ( روغن ) زيت برو ريزند آتش ازو « 11 » فرونشيند . و معدن او معلوم نيست .
خاصّيّت او « 12 » آنست كه مار و كژدم و ديگر گزندگان موذى « 13 » از پيش او بگريزند .
هامش
( 1 ) - ع : و قى را منع كند
( 2 ) - ع : بستن - ج ، ن ، م ، ب : بندند
( 3 ) - ع :
و با خود داشتن
( 4 ) - ج ، ن ، م : نتواند كرد
( 5 ) - فقط در ع : است
( 6 ) - ب : سنگى است سياه بام - م : سنگى است سياه
( 7 ) - ب : خصلتها
( 8 ) - ب ، ج ، ن : بيرون
( 9 ) - در ج ، ن ، م : نيست
( 10 ) - ب : از آتش برافروزد - م :
آتشى از او برافروزد
( 11 ) - ( ازو ) تنها در ع : است
( 12 ) - ع : خاصيتش
( 13 ) - ع : درندگان موذى - كلمهء ( موذى ) تنها در ع : است