فصل در فساد مرواريد « 1 »
مرواريد از گرمى « 2 » آتش تباه گردد ، و زرد شود . و اگر به آتش برسد « 3 » بسوزد . [ و ] باشد كه از گرمى تن مردم و عرق « 4 » و وسخ تباه شود . و حرارت گرمابه ، و بسيار در ريسمان كشيدن ، و سفته زر « 5 » ، و بر مرصعات تركيب كردن ، تباه شود . و بمصادمت اجرام صلب « 6 » سطح ظاهر او « 7 » خسته ، و نشان « 8 » پذير گردد ، و فرسوده شود . چه « 9 » عرق و وسخ و بخار و روغن و بوى خوش ، و بويهاى تيز ، چون مشك و كافور ، مرواريد را زيان دارد . و جاى نمناك [ همچنين ] بد باشد ، آب او « 10 » ببرد .
و آميختن او با جواهر ديگر هم نشايد ، كه مرواريد نازك باشد و خسته گردد . و چيزهاء تيز چون سركه و نوشادر مرواريد را خورده « 11 » و پوسيده كند .
سخن در محافظت مرواريد
اگر خواهند كه مرواريد را به احتياط نگاه دارند ، در شيشه بايد كرد ، و سرش بجصّ محكم كرد « 12 » . و هر سال يك بار ، يا دو بار از شيشه برون بايد آورد ، و باد داد ، و ديگربار « 13 » در شيشه
هامش
( 1 ) - ب افزوده : گوئيم
( 2 ) - ب : اگر گرمى
( 3 ) - ب : بآتشى رسد - ن ، ج : به آتش رسد
( 4 ) - ب : و عروق
( 5 ) - ب : و سفر زر كشيدن - م ، ن ، ج : و سفته زر كشيدن
( 6 ) - م : صلبه - ب : طلب ؟
( 7 ) - م : آن
( 8 ) - ب : و نسيان ؟
( 9 ) - ع : و چون - م ، ن : چون
( 10 ) - م : و آب را
( 11 ) - م : خورد
( 12 ) - ع :
كردن
( 13 ) - م ، ب : باره .