و لنگى مرواريد را هم « 1 » عيبى بزرگ است . مرواريد لنگ آنست كه سوراخ آن كژ باشد ، يعنى چون در ريسمان « 2 » كشند « 3 » و بگردانند در يك نيمه مىگردد ، و راست نايستد « 4 » . و اصلاح « 5 » او آنست كه هر دو طرف سوراخ ( را ) بصدف يا بپارهء مرواريد الصاق كنند ، و بعد از آن سوراخ كنند .
و آنچه پوست از او باز كنند ، اوّل مثقبى بغايت باريك بر طرف او نهند ، [ و ] قدرى بخراشند ، اگر طبقهء زيرين خوشاب باشد ، پوست باز كنند . و الّا رها كنند « 6 » .
فصل در اخبار و حكايات عجيب « 7 » كه در مرواريد گفتهاند
آوردهاند كه در خزانهء سلطان محمود سبكتكين « نوّر اللّه مضجعه » « 8 » درّى بوده است ، شكل « 9 » فوفلى بغايت خوب « 10 » [ و آبدار و باطراوت ، وزن او دو مثقال و چهار دانگ ، و آن را يتيمه مىگفتهاند .
و يتيمه لقب مرواريدى « 11 » باشد كه او را مثل و مانند « 12 » نبود ( در آن وقت ) « 13 » در نيكوئى و بزرگى . به مبلغ سه هزار « 14 » دينار ملكى 29 جوهريان
هامش
( 1 ) - كلمهء ( هم ) فقط در ع : است
( 2 ) - ع : در يك ريسمان
( 3 ) - م ، ب ، ن : كنند
( 4 ) - ع : نمىايستد
( 5 ) - ع : اصلاح ( بىواو )
( 6 ) - ع : بر حال خود بگذارند
( 7 ) - ع : و حكايتى - م : و حكايات عجيبه
( 8 ) - جملهء دعائيه فقط در ع : است
( 9 ) - م ، ب : به شكل
( 10 ) - از اينجا از نسخهء ب : به مقدار يك ورق افتاده است
( 11 ) - ن ، ج : لؤلؤ - م : لؤلؤئى
( 12 ) - م : كه آن را مانند
( 13 ) - در م ، ج ، ن : نيست
( 14 ) - جماهر و عرايس : سى هزار .