مثقال بزرگتر بود بقياس دانها خرند .
و اگر دانه نيك افتد كه نيم دانگ باشد ، به چهار دينار بخرند .
و چون سه تسو شود ، بهشت دينار بخرند . يعنى چون يك نيمه « 1 » از وزن بيفزايد ، بها دوباره شود .
و عقدى كه دانهايش « 2 » بهتر بود به صد و بيست دينار بخرند .
و چون دانه بدانگى رسد ، بشانزده دينار بخرند . يعنى چون ثلثى در وزن « 3 » بيفزايد ، بها مضاعف شود .
و عقدى به دويست و پنجاه دينار بخرند . و تا نزديك دو دانگ همچنين باشد . مثلا دانهاى كه دانگى « 4 » باشد ، و تسويى و جوى باشد ، بسى و دو دينار « 5 » بخرند . و عقدى بپانصد دينار .
و دانهاى كه دانگى و سه تسو باشد ، به شصت « 6 » و پنج دينار . و عقدى بهزار و پانصد دينار .
و بعد از دو دانگ هرچه ربعى در وزن بيفزايد بها مضاعف گردد . يعنى دانه دو دانگ و نيم گردد ، بهاء آن [ صد و هشتاد دينار باشد تا دويست دينار .
بعد از آن چون خمسى زياده شود ، بهاء مضاعف گردد . يعنى دانهاى كه نيم دينار باشد « 7 » ] تا چهارصد دينار برسد .
و اين جمله دانههاء اختيار كه گرد و غلطان ( باشد ) بىعيب .
و چون وزن مرواريد بنيم دينار رسد « 8 » . و زيادت شود ، بهاء آن از قياس
هامش
( 1 ) - ب : يك دينار
( 2 ) - ن ، ج : دانهاش
( 3 ) - ب : به وزن
( 4 ) - ب : دانه دانگى
( 5 ) - كلمهء ( دينار ) در ن ، ج : نيست
( 6 ) - م : بشست
( 7 ) - آنچه ميان قلابست در ب : نيست
( 8 ) - م ، ج ، ن : رسيد .