حساب عيون باشد « 1 » ) . و بزرگتر دانه از مرواريد كه نشان دادهاند « 2 » دانهاى بوده كه خلفاء بغداد را بوده است . ( چنان كه ياد كرديم سه مثقال ) و آن را درّ يتيمه « 3 » خواندندى « 4 » . « « 5 » و بعد از اين قيمت بگوئيم » « 6 » .
سخن در قيمت مرواريد « 7 »
قيمت مرواريد همچو قيمت ديگر جواهر و متاعهاست كه بر يك حال نبود « 8 » . بهر روزگارى و بهر شهرى و ولايتى نوعى ديگر باشد . و جواهر بيشتر پادشاهان « 9 » بزرگ مالدار خرند . و طبائع پادشاهان مختلف باشد « 10 » . بهر روزگارى طبع ايشان مايل به چيزى باشد « 10 » ، آن چيز را قيمت پيدا « 11 » شود . و به اين سبب هرچه در كتاب گويند ثابت نباشد ، بحسب وقت باشد . و من آنچه در اين باب « 12 » استماع دارم ادا كنم . اگر قيمت از آن بگردد « 13 » بعض با بعض « 14 » ، هم از آنجا معلوم شود .
اما مرواريد ريزه به وزن فروشند برابر زر ، يا كمتر ، چنان كه
هامش
( 1 ) - عبارت ميان پرانتز در نسخهء ع : قبل از ( و آن را واسطهء قلاده ) آمده است
( 2 ) - ع : در اينجا افزوده ( برين شكل كه ياد كرديم )
( 3 ) - ب : يتيم
( 4 ) - ع : خواندهاند
( 5 ) - از اينجا به مقدار دو ورق ( تا آخر صفحهء 103 ) در نسخهء ع :
نيست
( 6 ) - اين جمله در ن ، ج : نيست
( 7 ) - ب افزوده : « گفته شود »
( 8 ) - م ، ن ، ج : ديگر متاعها بر يك حال بنماند ( ن ، ج : ننمايد )
( 9 ) - م ، ن ، ج :
ملوك
( 10 ) - م ، ن : باشند
( 11 ) - كلمهء ( پيدا ) در ن ، ج : نيست
( 12 ) - ب :
كتاب
( 13 ) - ب : بگذرد بسبب
( 14 ) - م : بعضى با بعضى .