فصل در صفت « 1 » بيجاده و بهاء آن « 2 »
و معدن « 3 » آن بولايت بدخشان است . و در قديم قيمتى تمام داشته است « 4 » . چون لعل پديد « آمد ، قيمت بيجاده « 5 » » بشكست . و اكثر « 6 » برنگ « 7 » ياقوت سرخ باشد ، و [ بغايت ] نيكو و آبدار بود ، ببهاء « 8 » لعل ميانه بخرند . و اگر ميانه باشد ببهاء لعل بيش نخرند « 9 » .
و بسيار بود كه بيجاده بياقوت سرخ « 10 » مشتبه شود . و به آتش فرق توان كرد « 11 » . و نيز ياقوت در دهان ديرى سرد بماند ، و تشنگى بنشاند ، و بيجاده چنين نبود « 12 » .
هامش
( 1 ) - ع افزوده : ( انواع )
( 2 ) - ع : و خاصيت آن
( 3 ) - ع : معدن
( 4 ) - ( است ) در م : نيست
( 5 ) - م ، ب : آيد قيمت او
( 6 ) - ن ، ج : و اكثرى
( 7 ) - ب :
نزديك
( 8 ) - ب : و ببهاء
( 9 ) - ع : بد بخرند
( 10 ) - كلمهء ( سرخ ) فقط در ع :
است
( 11 ) - كلمهء ( كرد ) در ج ، ن : نيست
( 12 ) - ع : غير آن باشد .