صافىتر ، و رنگينتر نمايد . و هرگاه كه هوا با غبار بود ، و ابرناك « 1 » رنگ و صفاء فيروزه تيرهتر نمايد « 2 » ] .
و اصحاب صناعت اكسير 24 آوردهاند كه اگر فيروزه را خرد بسايند ، و بر زر شكندار اندازند « 3 » شكن او ببرد ، و خايسك « 4 » قبول كند « 5 » .
سخن « 6 » در قيمت فيروزه
نيم مثقال به وزن ( از ) بو اسحاقى « 7 » ، و ازهرى ، كه نيكو و آبدار باشد و صافى و ممسوح ، يا پيكانى بود ، بهفت دينار تا ( غايت ) ده دينار بها كنند « 8 » . و يك مثقال بيست دينار « 9 » تا سى دينار ارزد . و دو مثقال پنجاه دينار تا هفتاد دينار ، و سه مثقال صد « 10 » دينار تا صد و « پنجاه دينار . و اگر « 11 » » شيربام باشد هر دينارى با پنج دانگ آيد . و اگر ميانه بود تا دانگى آيد . و فيروزهء بد را قيمت اندك باشد .
هامش
( 1 ) - م : و ابرناك بود
( 2 ) - ن ، ج ، م : كمتر نمايد
( 3 ) - ع : شكندار ريزند - ب : شكن اندازند
( 4 ) - ب : شكن او را ببرد و بر خايسك
( 5 ) - م :
و خايسك قبول ( كند ) ندارد - ع : و خايسك او قبول كند
( 6 ) - كلمهء ( سخن ) در ب : نيست
( 7 ) - م ، ج ، ن : از ابو اسحاقى - ب : بو اسحاقى
( 8 ) - ب : تا ده دينار ارزد
( 9 ) - ( دينار ) در ب : نيست
( 10 ) - ب : مثقال از صد
( 11 ) - ب :
و پنجاه و اكثر - م : پنجاه دينار و اگر .