هوا خوش شود باز نهنگ « 1 » در مواضع غوص پديد « 2 » آيد ، ( غوص باطل شود ) « 3 » .
و بهترين لؤلؤ از درياى كيش و بحرين خيزد ( بعد از آن مغاص معبر ) « 3 » .
ذكر اصداف
صدف « 4 » 26 حيوانى است كه بر ظاهر او دو دفّه باشد بر هم پيوسته بر پشت ، كه آن را مفصلى باشد كه وقتى « 5 » گشوده گردد ، و گاهى فراهم آيد به اختيار او . و در ميان آن دو دفّه گوشتى بور رنگ باشد « 6 » ، و رفتن او به اطراف به حركت دفّتين باشد تا كه « 7 » منقبض و منبسط مىگردد . و اطراف آن دو دفّه باريك باشد ، و صدف را آن دو دفّتان بمنزلت پاى بود در سباحت . و مرواريد در ميان آن گوشت ( بور رنگ مىباشد ) « 8 » .
و در هر موضع كه عمق آب بيشتر « 9 » باشد ، و گرماى آفتاب بدان كمتر رسد ، مرواريد آن صدف خوبتر « و روشن و آبدارتر « 10 » » باشد . ( و اغلب صدف بزرگ را مرواريد نبود . و در بيشتر اصداف كه درو مرواريد باشد ) « 11 » مقدار « 12 » كف دستى بود معتدل . و در افواه
هامش
( 1 ) - ع : يا حشرات موذى
( 2 ) - م : پذير
( 3 ) - اين دو جمله فقط در ع : است
( 4 ) - ع : و صدف
( 5 ) - ع : كه بوقتى
( 6 ) - ع : نور رنگ - م : بود بوررنگ
( 7 ) - ع : بافراط و جهات حركت - ب :
به اطراف به حركت كعبتين ياك
( 8 ) - ع : آن گوشت باشد
( 9 ) - ب ، ج ، ن :
بيش
( 10 ) - ع : و آبدارتر - ب : و صافىتر - م : و روشنتر
( 11 ) - اين يك سطر در ع : نيست
( 12 ) - ع : و آن مقدار .