بود » « 1 » .
خواجه در پاسخ اين اعتراض مىگويد :
« احتمال اينكه ، هيولى در حال تجرّد از صورت جسميّه ، به صفاتى اتّصاف پيدا كرده باشد و به لحاظ آن صفات « وضع » خاصّى يافته و در پس از حلول صورت « وضع » سابق ، سبب تعيّن وضع لاحق گردد . اين احتمال باطلى است چون هيولى در قبل از حلول صورت ، اگر « وضع » خاصّى پيدا كرده باشد ، پس مجرّد نبوده است ، درحالىكه مجرّد فرض شده است ، و اگر در قبل از حلول صورت ، « وضع » خاصّى پيدا نكرده باشد ، پس « وضع » سابقى نبوده تا سبب تعيّن « وضع » لاحق گردد » « 2 » .
« نتيجهء بحث »
فخر رازى بيان مىدارد كه گرچه « مكان » و « وضع » براى هيولى توسط صورت جسميّه صحيح است . ليكن روش منحصر نيست زيرا هيولى در قبل از پيوستگى به صورت جسميّه ، اگر به صفاتى متّصف باشد و به لحاظ آن صفات ، مكان و وضع خاصّ پيدا كرده باشد ، و پس از حلول صورت ، وضع و مكان قبلى ، سبب تعيّن مكان و وضع بعد از حلول صورت جسميّه خواهد بود ، پس انفكاك هيولى از صورت جسميّه ممكن است .
خواجه در ردّ اين نظريّهء او بيان داشت كه « وضع خاصّ » براى هيولى ، در قبل از حلول صورت منافى با فرض « تجرّد » آن است .
احتمالى كه تأييد مىكند نظر خواجه را اين است كه اتّصاف هيولى بصفاتى در قبل از حلول صورت جسميّه كه موجب پيدايش وضع خاصّ براى هيولى باشد ، فرض باطلى است ، زيرا صورت جسميّه ، جزء علّت هيولى است و هيولى در قبل از حلول صورت جسميّه ، چون فاقد علّت بوده ، تحصّل نداشته است و براى امر غير متحصّل ، اتّصاف به صفات ممكن نيست ،
هامش
( 1 ) . لقائل أن يقول . . . فلا يلزم من حصول الجسميّة فى المادّة الّتى ما كانت مختصّة بحيّز أن لا يتخصّص لها حيّز ، لأحتمال أنّ المادّة و أن كانت خالية عن الجسميّة لكنّها موصوفة بصفات اخرى غير الجسميّة . . . اعدّت المادّة للجسميّة و للحصول فى حيّز معيّن . . . فخر رازى - شرح اشارات - المطبعة الخيريّة - المصر 1325 ه - ج 1 - صفحهء 42 .
( 2 ) . أمّا تشكيكه بتجويز اتصاف الهيولى فى حال تجرّدها باوصاف . . . فليس بشىء لأنّ الهيولى الموصوفة بتلك الأوصاف أن تخصّص به وضع فهى غير مجرّدة و أن لم يتخصّص ، فنسبتها مع الأوصاف الى جميع الأوضاع واحدة خواجه نصير طوسى - شرح اشارات - ج 2 - صفحهء 99 .