« نتيجهء بحث »
خواجه مىگويد ، فخر رازى در بحث دلالت ، دلالت التزام را مهجور معرّفى نموده است ولى در بيان بودن « مهمله » در قوّهء جزئيّه خود را ناچار به تمسّك به همان دلالت التزام ديده است .
قطب رازى اعتراض خواجه را وارد نمىداند و در « محاكمات » مىگويد :
« اعتراض خواجه در صورتى درست است كه مراد فخر رازى از مهجور بودن دلالت التزام ، عدم دلالت آن باشد ، و حال آنكه چنين نيست » « 1 » .
مىگويم دلالت مهجور به ظاهر همان عدم دلالت است .
بفرض هم كه چنين نباشد ، ليكن فخر رازى آن را نامعتبر مىشمرد و مىگويد « لا يحصل التعويل عليه » « 2 » .
يعنى دلالت التزام قابل اعتماد و اعتبار نيست ، دلالتى كه نامعتبر باشد ، تمسّك به آن صحيح نيست ، ولى فخر رازى با اينكه آن را نامعتبر دانسته ، تمسّك به آن هم كرده است ، ازاينرو مورد اعتراض خواجه قرار گرفته است .
هامش
( 1 ) . . . . و أنّما يرد لو كان معنى الهجرة عدم الدّلالة و ليس كذلك . . . قطب رازى - محاكمات به ذيل صفحهء 120 از ج 1 - شرح خواجه بر اشارات - انتشارات حيدرى - تهران 1379 ه
( 2 ) . فخر رازى - شرح منطق اشارات - نسخهء خطّى كتابخانهء دانشكدهء الهيات تهران - ش 38 - ج صفحهء 7 .