« نتيجهء بحث »
در مسئلهء وجود « شر در افعال الهى » نظر فخر رازى آن بود كه فلاسفه را صلاحيّت ورود در اين بحث نيست زيرا شرط ورود در اين بحث اوّلا اعتقاد به مختار بودن حق تعالى است . ثانيا بايد اعتقاد به حسن و قبح عقلى داشت ولى فلاسفه را به مختار بودن حق تعالى اعتقادى نيست فلاسفه شرّ را عدمى مىدانند و حال آنكه هنوز از شناخت ماهيّت شرّ فراغت حاصل نكردهاند ، سپس مىافزايد كه : به اعتقاد فلاسفه « خير » مانند لذات و منافع از امور وجودى و « شر » مانند رنج امر عدمى مىباشد درحالىكه اين اعتقاد با غرض خلقت سازگارى ندارد چون « لذّات » نسبت به « رنجها » بسيار اندكاند .
خواجه به اعتراضات او پاسخ داد كه از تكرار آن خوددارى مىكنيم و در پايان چند نكته را در اينكه اعتراضات فخر رازى بر حكما وارد نيست يادآورى مىگردد :
1 - فخر رازى مىگويد : محققين از فلاسفه اين سوال را كه چرا حق تعالى مخلوقات را آفريده است سوال باطل مىدانند و مىگويند : اين سوال از فلسفه خلقت است . و سوال از فلسفهء خلقت درست نيست چون حق تعالى فاعل موجب است نه فاعل مختار » « 1 » .
ظاهرا فلاسفه را چنين اعتقادى نيست و بو على كه از محققين فلاسفه است سخن او را كه در صدر اين بحث آورديم چنين بود :
« امور ممكن » يا خير محضاند يا خير غالب بر شرّ يا به عكس و يا شر محض و فقط صدور قسم اوّل و دوّم از حق تعالى واجب است » « 2 » .
و روشن است كه اين قول با اين اعتقاد كه حق تعالى فاعل مختار است موافق است و گرنه با اعتقاد به اينكه حق تعالى فاعل موجب است حكم بصدور قسم اوّل و دوّم از آن اقسام مفهومى ندارد .
2 - بو على در موردى از « اشارات » تصريح مىكند كه خدا فاعل بالعنايه است و خلقت اشياء به همان نظم و نسقى است كه علم حق تعالى به آن تعلق گرفته است » « 3 » .
اين اعتقاد كه خدا عالم را طبق علم خود بنظام احسن ايجاد كرده است با اين امر كه خدا
هامش
( 1 ) . . . . المحققين من الفلاسفة يقولون أنّ قول القائل لم خلق اللّه تعالى الخلق سؤال طلّاب العلّه و هو باطل لأنّ اللّه تعالى خالق لذاته لا لعلّة . . . فخر رازى - شرح اشارات - ج 2 - صفحهء 81 .
( 2 ) . . . . القسم الأوّل يجب فيضانه . . . و كذلك القسم الثّانى فأنّ ما أن لا يوجد خير كثير تحرّزا عن شرّ قليل شر كثيرا . . . بو على - متن اشارات - نقل شرح خواجه - ج 3 - صفحهء 319 .
( 3 ) . . . . فالعناية هى احاطة علم اللّه تعالى باكلّ و بالواجب أن يكون عليه الكلّ حتّى يكون على احسن النّظام . . .
بو على - مأخذ قبل صفحهء 318 .