تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

خواجه در جواب اين اعتراض فخر رازى مىگويد :

« مراد فلاسفه از ماهيّت « شرّ » همان است كه عموم از آن به « شرّ » تعبير مىنمايند و چيز اضافهء بر آن نيست براى همين بوده كه بموارد استعمال عرضى آن توجّه كرده‌اند تا از شناخت « شرّ بالذات » و « شر بالعرض » ماهيّت شرّ را از غير آن تميز دهند . بنابراين شناخت ماهيّت شرّ ، نياز به استدلال نداشته است و روشى هم كه فلاسفه برگزيده‌اند استدلال تمثيلى نيست تا گفته شود كه افادهء يقين نمىكند بلكه نوعى استقراء و روش علمى است و افادهء يقين مىكند » « 1 » . فخر رازى اعتراض ديگر خود را بر حكما مبنى بر اينكه آنان حق ورود در مسئلهء « خير و شرّ در افعال الهى » را ندارند قدرى مبسوطتر مىآورد و چنين توضيح مىدهد : « شرّ در عرف عام همان رنج است و « رنج » امر وجودى است و اين اتّفاقى عقلاء است و « خير » گاه بر عدم رنج اطلاق مىگردد مانند انسانى كه در سلامت است مىگويند در « خير » است و گاه نيز بر « لذّت » اطلاق مىگردد . اكثر فلاسفه « لذت » را امر وجودى مىدانند و قول آنان را كه مىگويند « لذّت » امر عدمى - يعنى رفع رنج - است باطل مىدانند به اين بيان : تفاوت بشدّت و ضعف در عدم محال است و حال آنكه در « لذّت » شدّت و ضعف است و ما از ادراك صورت يا صوتى لذّت مىبريم بدون اينكه در آن رفع رنج باشد و . . . پس از بيان اين مقدمه مىپرسيم آيا مقصود حق تعالى از خلقت اين بوده كه بر مخلوقات لذّت و نفعى رسد ، يا رنج و يا هيچكدام ؟ اگر مقصود رساندن « لذت » بمخلوق بوده و « لذت » هم بمعنى رفع رنج باشد چنين قولى معقول نيست و اگر لذّت را امر وجودى يعنى خوشى و نفع بدانيم « لذّت » به اين معنى اندك است و بيشتر مردم يا در رنج‌اند يا در حالت رفع رنج براى اينكه سلامتى بدن آن است كه بدن در رنج نباشد و همچنين اسباب معيشت اعمّ از خانه و مال و مقام و ثروت و . . . وسايلى هستند براى رفع رنج ناشى از گرسنگى و تشنگى و . . . و از طرفى رنج و آلام زيادند زيرا بيمارىها ، هم و غمّ ، ترس ، شرم ، خشم ، گرسنگى ، تشنگى ، خستگى ، آزار ناشى از پشّه و مگس و . . . كه نمىتوان آنها را به شمارش آورد . . . باوجوداين همه « رنج » نمىتوان پذيرفت كه مقصود از خلقت رساندن لذّت بمخلوق بوده است . اگر مقصود از خلقت رساندن رنج بمخلوق بوده اين نيز معقول نيست . اگر هيچيك از « لذات » و « آلام » غرض خلقت نبوده پس بايد براى خالق عالم داعى بر خلقت
هامش
( 1 ) . و الجواب أنّهم يبحثون عن ماهيّة الشىء الّذى يعبّر عنه الجمهور بلفظة الشّر فينظرون فى وجوه استعمالاتهم و يلخّصون ما يدخل فى تلك الماهيّة بالذات عمّا ينسب اليها بالعرض لتحقّق الماهيّة الممتازة عن غيرها و ظاهر أنّ البحث على هذا الوجه صحيح و ليس باستدلال تمثيلى غاية ما فى الباب أنّه مبنّى على معرفة وجوه الأستعمالات الّتى لا طريق لها ألّا الأستقراء . . . خواجه نصير الدين طوسى - شرح اشارات - ج 3 - صفحهء 323 .
بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 289 | سيد حسن حسنى