تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

اعتراض فخر رازى بر بو على در بيان كيفيّت وجود شرّ در افعال حق تعالى و جواب خواجه به آن

بو على در « اشارات » كلامى دارد مبنى بر اينكه انتساب « شرّ بالذات » بحقّ تعالى ممكن نيست ، ليكن « شرّ بالعرض » مىتواند داخل در قضا و قدر الهى و منسوب بحقّ تعالى باشد . فخر رازى بر اين كلام بو على اعتراضاتى دارد و خواجهء طوسى به آنها جواب داده است ؛ پس از ذكر كلام بو على به نقطه‌نظرهاى خواجه و فخر رازى در اين مسئله مىپردازيم . بو على در « اشارات » در بيان اينكه « شرّ بالعرض » داخل در قضا و قدر الهى و منتسب به حق تعالى است ، چنين مىگويد : « براى « ممكنات » اقسامى متصوّر است كه عبارتند از : 1 - شىء كه از هرگونه شرّ و فساد پاك باشد . 2 - شىء كه داراى فضيلت است و بكمال در نهاد خود نخواهد رسيد مگر پس از اصطكاك به امور ديگر كه نتيجتا گاه شر و فساد از آن ظاهر مىگردد . 3 - امرى كه شرّ مطلق باشد . 4 - امرى كه شرّ آن غالب بر خير آن باشد . صدور قسم اوّل مانند عقول و افلاك ، از حق تعالى واجب است . قسم دوّم يعنى موجودى كه منشأ خيرات بسيار است و گاه بر اثر اصطكاك به امور ديگر شرّ از آن بروز مىكند ايجاد آن هم بر خدا لازم است چون به لحاظ شرّ اندك اگر موجود نگردد با فقدان خير كثيرى كه در آن است ، موجب شرّ كثير خواهد شد مثلا آتش كه داراى آثار و خواصّ مفيدى است گاه در اثر تصادم با حيوانى موجب آزار آن مىگردد يا حيوانات فوائدى كه دارند گاه حركات و افعال آنها سبب ايذاء ديگران مىشود و همچنين گاه انسان در امور اعتقادى به خطا مىرود و در اعتقادش به معاد و معرفت حق تعالى زيان وارد مىآيد يا قواى شهوت و غضب كه به جهت رسيدن به فوائدى كه از آنها مقصود است موجود شده‌اند بر اثر غلبهء هيجان شهوت آن فائده حاصل نمىگردد ؛ اين شرّ و فسادها نسبت به آنهمه خيرات كثير از امور نامبرده اندك و ناچيز مىباشند . پس اين شرور مقصود بالعرض و داخل در « عنايت » حق تعالى مىباشند و منافاتى با « عنايت » حق هم نخواهند داشت چون نسبت بخيرات بسيار كه مقصود بالذات‌اند ، اندك و ناچيز مىباشند و امّا شرّ مطلق و امرى كه شرّ آن غالب باشد وجود ندارند . . . » « 1 » .
هامش
( 1 ) . الأمور الممكنة فى الوجود منها امور يجوز أن يتعرّى وجودها عن الشّر و الفساد اصلا و منها امور لا يمكن أن تكون فاضلة فضيلتها ألّا و تكون بحيث يعرض منها شرّ مّا عند ازدحامات الحركات . . . و امور شريّة أمّا على الأطلاق و أمّا بحسب الغلبه و أذا كان الجواد المحض مبدأ لفيضان الوجود الخيرىّ و كذلك القسم الثّانى يجب فيضانه فأنّ فى أن لا يوجد خير كثير تحرّزا من شرّ قليل شرّا كثيرا . و ذلك مثل خلق النّار . . . و كذلك الأجسام الحيوانيّه . . . و أن تتأدى احوالها و احوال الأمور الّتى فى العالم ألّا أن يقع لها - دنبالهء پاورقى در صفحه بعد