نظرى كه مبتنى بر احتمال باشد ، راه را بر احتمالات ديگر نمىبندد و تشكيك در آن بىمورد است .
فخر رازى هم به اين معنى توجه داشته است چون بو على در موردى از « اشارات » تصريح مىكند كه در اين نوع مسائل فهم از ادراك جزئيات عاجز است و مىگويد : « . . . يدقّ عن ادراك الأوهام تفاصيلها . . . » « 1 » .
6 - طبق تحقيق متأخرين ، جهات سهگانه : وجوب ، امكان و امتناع ، از اعتبارات عقلىاند . بنابراين سخن از اينكه اين جهات در خارج موجودند يا معدوم موجّه نيست . چنانچه حاجى سبزوارى در شرح منظومه مىگويد : « وجودها فى العقل بالتعمّل » « 2 » - كه وجوب حتّى امتناع ، به عملكرد ذهن ، وجود ذهنى پيدا مىكنند .
اعتراض فخر رازى بر بيان بو على در كثرت عقول و جواب خواجه به آن
به اعتقاد بو على از حركت دورى فلك كه وجود « عقل مفارق » ثابت مىگردد ، از اختلاف حركات افلاك - در سرعت و بطأ - هم كثرت عقول ثابت مىشود . فخر رازى بر كلام بو على در دلالت اختلاف حركات افلاك بر كثرت عقول اعتراضى دارد و خواجه جواب مىدهد . پس از ذكر كلام بو على ، اختلافنظرهاى خواجه و فخر رازى را مىآوريم .
بو على در « اشارات » در بيان اينكه اختلاف حركات افلاك دليل بر كثرت عقول است چنين مىگويد :
« حركت فلك به اعتبار اينكه دورى است ارادى مىباشد . هدف از آن رسيدن بمقاصد شهوى يا غضبى نيست و گرنه بايد قصد فلك از تغيير حالت دريافت لذّت يا انتقام باشد كه نيست . بعلاوه حركت حيوان جهت دريافت لذت يا انتقام متناهى است ولى حركت فلك نامتناهى است .
بنابراين حركت فلك شبيه به حركت انسان ، در رسيدن به مقصود و معشوق عقلانى خواهد بود نه آنكه مقصود رسيدن بذات يا صفات معشوق باشد و گرنه با حصول مطلوب توقف از حركت لازم مىآيد و با عدم حصول مطلوب هم طلب محال لازم مىآيد بلكه بايد مطلوب تشبّه بمعشوق باشد و آن معشوق « عقل » است و فلك حركت مىكند تا همانند « عقل » كمالات خود را بفعليّت برساند و اگر معشوق افلاك - يعنى عقل - يكى باشد لازم مىآيد حركات تمام افلاك شبيه هم و يكنواخت باشد كه نيست و اگر مشبّه به هر فلك فلك ديگر باشد كه حركت فلك
هامش
( 1 ) . . . . يدقّ عن ادراك الأوهام تفاصيلها . . . بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه - ج 3 - صفحهء 258 .
( 2 ) . منظومهء حكمت حاجى سبزوارى - انتشارات مصطفوى - 1367 ه - صفحهء 58 .