تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

فخر رازى مىگويد :

« بو على براى درك و شعورى كه آدمى بذات خود دارد مراتبى قائل شد : در حال ادراك محسوسات ، از « ذات » خود غافل نيست . در خواب كه احساسى نيست ، باز از « خود » غافل نيست . در حال مستى كه نه احساس ظاهرى است و نه باطنى ، از « ذات » خود غافل نيست . در حال گسستگى اعضاء كه نمىتواند ادراكى از غير داشته باشد باز از درك « ذات » خود غافل نيست . اين همه دقّت كه بو على به كار برده ، مع الوصف بيانش در اثبات « نفس » خالى از نقص نيست ، زيرا آنچه مىگويد : « آدمى هيچگاه از ذات خود غافل نيست » نه از قضاياى اوّلى است و نه دليل بر اثبات آن آورده است ، از قضاياى اوّلى نيست چون قضيّهء مذكور را اگر با قضيّهء « كل بزرگتر از جزء است » مقايسه كنيم ، به اندازهء آن ظهور در مفهوم خود ندارد . بنابراين نياز به دليل دارد اما دليل ارائه ننموده است » « 1 » . خواجه به اعتراضش چنين پاسخ مىدهد : « فخر رازى دليل بو على را ، بر اينكه « آدمى هيچگاه از ذات خود غافل نيست » كافى ندانست به اين بيان كه قضيّهء بالا نه قضيّهء اوّلى است و نه در اثبات آن برهانى ذكر نموده است و سخنانى از اين قبيل كه در اين مورد دارد تماما خبط است ، در حدّى كه نيازى بپاسخ احساس نمىشود » « 2 » .

فخر رازى اعتراض ديگر خود را چنين طرح مىكند :

« بو على در اثبات « نفس » سخن را به درازا كشاند درحالىكه كافى بود گفته شود : « آدمى گاه به خود علم پيدا مىكند ولى از وجود اعضاء خود غافل است و چون معلوم مغاير با غيرمعلوم است پس ذات آدمى غير از اعضاء او مىباشد » اين مختصر ما را از آنهمه
هامش
بقيه پاورقى از صفحهء قبل - يكون لك فعل تثبته فى الفرض المذكور او حركة او غير ذلك ففى اعتبارنا الفرض المذكور جعلناك بمعزل من ذلك . . . - بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه - انتشارات حيدرى - تهران 1379 ه - ج 2 - صفحهء 292 و 296 . ( 1 ) . . . . فنقول أنّ تلك القضيّه هل هى اوّلية ام لا فتشبه أن لا تكون أوّليّة لأنّا أذا عرضنا على عقلنا هذه القضيّة و عرضنا على العقل ايضا أنّ الكلّ اعظم من الجزء لا نجد القضيّة الاولى فى الجلاء و الظهور مثل القضيّة الثانيه . . . . - فخر رازى - شرح اشارات - المطبعة الخيريّة - المصر 1325 ه - ج 1 - صفحهء 122 . ( 2 ) . قول الفاضل الشّارح : أنّ الشّيخ لم يبيّن أنّ هذه القضيّة اوّليّة او برهانيّة ثم حكمه عليها بأنّها برهانيّة . . . خبط كلّها لا فائدة فى الأشتغال بها . . . - خواجه نصير طوسى - شرح اشارات - ج 2 - صفحهء 293 .
بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 100 | سيد حسن حسنى