ممكن ارتسام عالم ثانى در ثخن بعض افلاك ، يا آن كه احاطه نموده باشد محيط هر دو عالم را .
دليل دويم بر امتناع عالم ديگر : آن كه اگر موجود شود عالم ديگر پس در آن نار و ارض و غيرهما خواهد بود ، اگر طلب كنند امكنه خود را در عالم ديگر لازم مىآيد قسر اينها دائما در اين عالم ، و الّا اختلاف متّفقات در طبيعت و مقتضيات آن لازم مىآيد .
و جواب : اين است كه چه مىشود كه جايز باشد كه عالم ديگر مخالف اين عالم باشد در حقيقت ؛ و اگر تسليم كنيم عدم مخالفت را چرا جايز نباشد كه اين هر دو عناصر دو مكان طبيعى داشته باشند و در هر يك كه باشند مستغنى از ديگرى باشند .
اين است آنچه علّامه - رحمه اللّه تعالى - در تطبيق كلام مصنّف - رحمه اللّه - نقل نموده .
مسألهء ثانيه در صحّت عدم است از براى عالم
قال : : و الامكان يعطى جواز العدم . « 1 » علّامه - رحمه اللّه - گفته اختلاف نمودهاند مردم در اين كه تمام عالم يعنى به جميع اجزائه آيا صحيح است عدمش يا نه ؟
پس رفتهاند ملّيون / * الف / 248 / تمام بر جواز عدم عالم مگر نادرى ، و منع كردهاند اين جواز را قدما ، و اختلاف نمودهاند در طريق
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 401