عليه السّلام - داد به جهت آن كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - قريب به نوزده روز محاصرهء قلعهء خيبر نمود و علم به دست حضرت امير - عليه السّلام - بود ، پس به سبب كوفت رمد « 1 » كه به آن حضرت رو نمود ، حضرت نبى اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - علم را به ابى بكر داد پس گريخت با جمعى در نهايت ترسناكى ، روز ديگر به عمر داد باز چنين رو نمود ، / * ب / 235 / پس گفت نبى - صلّى اللّه عليه و آله - كه : « البته فراد مىدهم علم را به مردى كه دوست دارد او را خدا و رسولش ، و دوست دارد او نيز خدا و رسول را ، كرّار غير فرّار باشد برسانيد على را به من » « 2 » .
شخصى گفت آن حضرت - عليه السّلام - آزار رمد و درد چشم دارد ، پس طلبيد او را ، و بعد از حضور آن حضرت - عليه السّلام - رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - آب دهان مبارك را به چشم آن حضرت انداخت ، و داد علم را به دست [ الف - 315 ] او ، پس كشت آن حضرت - عليه السّلام - مرحب را كه كافرى بود « 3 » با شدّت عناد ، پس گريختند لشكر او و درهاى قلعه را بستند ، پس حضرت امير -
هامش
( 1 ) . رمد : نام يكى از بيماريهاى چشم است .
( 2 ) . ر . ك : فضائل الخمسة ج 2 / 320 - 333 و احقاق الحق ج 18 / 367 ، ، ج 18 / 100
( 3 ) . « ثم ارسلنى رسول اللّه ( ص ) الى على بن ابى طالب ، فانبته و هو أرمد ، فقال : لاعطين الراية اليوم رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله ، فجئت به اقوده و هو أرمد حتى أتيت به النبى ( ص ) فبصق فى عينية برأ » - مناقب ابن مغازلى / 177 - 178 ، عمدة / 139 ، صحيح بخارى ج 5 / 80 ، 245 و ج 4 / 476 - صحيح مسلم ج 3 / 1441 و ج 4 / 2872 ، مسند احمد ، ج 1 / 385 ، ج 2 / 384 و ج 4 / 52 و ج 5 / 333 و حلية الاولياء ، ج 1 / 26