سلمه كه استدعا نمود داخل كند خود را در اين معنى چرا حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - قبول ننمود ؟ پس موافق
( إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
« 1 » امر حتمى بود و ايشان مطهّر از كذبند ، چون در قول ايشان كاذب خواهند بود ؟ و الّا كذب خدا لازم مىآيد .
قال : : و لقوله : « اقيلونى فلست بخيركم و علىّ فيكم « 2 » » . « 3 »
اين كلاميست از ابا بكر و « 4 » از جملهء عامّه طبرى در تاريخ و بلاذرى در انساب و سمعانى در فضايل و ابو عبيده و غيرهم نقل كردهاند . و اين وجه ديگر است در طعن بر ابى بكر و آن اين است كه يوم سقيفه ابا بكر گفت : فسخ كنيد بيعت كردن با من را كه بهتر از شما نيستم و حال آن كه حضرت امير - عليه السّلام - در ميان شما است . / * ب / 226 / و در خطبهء شقشقيّه « 5 » نيز به اين تصريح شده ؛ اين خبر اگر حقّ است كه او بهتر نيست پس امامت او جايز نيست ، و اگر حق نيست پس او كاذب است و امامت كاذب جايز نيست ؛ و عدم امامت او ظاهر مىشود .
قال : و لقوله : « انّ لى شيطانا يعترينى « 6 » » . « 7 »
اين دليل ديگر است بر عدم صلاحيّت او در امامت ، و در كتب
هامش
( 1 ) . يس / 82 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ج 17 / 158 .
( 3 ) . كشف المراد / 373 .
( 4 ) . ن ، م + كه .
( 5 ) . نهج البلاغه ، خطبه 3 .
( 6 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 / 440 ، طبقات ابن سعد ج 3 / 129 ، كنز العمال ج 3 / 136 و مجمع الزوائد ج 5 / 183 .
( 7 ) . كشف المراد / 374 : ان له شيطانا يعتريه .