را با او داشت ! ؟ گفت : بلى ؛ پادشاه بود و هر چه مىخواست مىگفت و مىكرد ، و چون ديد كه انصار از جا برآمدند از آنچه حضرت فاطمه مذكور نمود ، ترسيد كه ايشان اعانت حضرت امير - عليه السّلام - بكنند به تهديد ايشان را ساكت نمود ، و نقيب گفت كه : امّ طحال زن زانيهاى بود كه به زناى آن مردم مثل مىزدند » . تمّ الكلام « 1 » .
و با آيهء تطهير كه به ايشان نازل شد كسى كه اين نحو سخن بگويد البته كافر است ، جهت آن كه نزول آيه تطهير در شأن ايشان است كه آل عبايند ، و حصر فرموده است در اين آيه خداى - تعالى - مگر اين ايشان را و معنىاش آن است كه اراده نكرده خداى - تعالى - مگر اين را كه بر طرف كند از شما شرك و گناه را ، و شكّ و هر بدى را اى اهل بيت پيغمبر ، و پاك گردانند « 2 » شما را پاككردنى . و از طرق عامّه و خاصّه احاديث وارد است كه اين آيه در شأن ايشان است « 3 » ، چنانچه ثعلبى از ابى سعيد خدرى نقل نموده و در صحاح ايشان ثابت است و اراده در اينجا به معنى تكليف نيست و الّا كلّ مردم در آن شريكند . و « انّما » از جهت حصر است ، و به معنى عزم و ارادهاى مثل [ الف - 303 ] ارادهء عباد نيست اين اراده كه در حقّ - تعالى - آن محال است . و بعد از استدعا حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به جهت ايشان اين معنى را شرف نزول اين آيه فرمود ، و اگر به معنى ديگر مىبود پس امّ
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ج 16 / 216
( 2 ) . كذا در نسخهها
( 3 ) . ر . ك : مسند احمد ج 6 / 292 ، سنن ترمذى ج 5 / 662 ، شواهد التنزيل ج 2 / 10 و احقاق الحقّ ج 14 / 40 و ج 18 / 359