تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
نمىشود كه نسبت به آنها مبعوث باشد ؟ ! و نصّ صريح قرآن واقع است كه :
( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ )
. « 1 » از جهت آن كه در جواب مىگوييم كه استعداد دارد و استعباد ندارد كه مترجمى خطاب آن حضرت را - صلّى اللّه عليه و آله - بفهماند به كسى كه لغت او را نفهمد . و نيست در آيه اين كه خداى - تعالى - ارسال رسولى نكرده مگر به كسى كه بفهمد لسان او را ، بلكه در آيه فرموده كه ارسال رسول نشده مگر به زبان قوم آن رسول ، پس رسول بايد لسان قوم خود را داشته باشد نه آن كه همين به قوم خود مبعوث باشد . و تجويز نموده قاضى القضاة در يأجوج و مأجوج دو احتمال : يكى : آن كه اصلا مكلّف نباشند اگر چه از جملهء مفسدات در زمين باشند ، مثل بهايم مفسده در ارض . دويم : آن كه از جملهء مكلّفين باشند و رسيده باشد دعوت آن حضرت به ايشان كه به اين نحو نزديك باشيد در مكانها و جايى كه بشنويد در آنجا كلام كسى را كه عقب سدّ است در امور تكليفى ، و تجويز نموده‌اند كه بعضى مردم شايد بوده باشد در بعض بقاع كه دعوت آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - به او نرسيده باشد . پس مكلّف به شريعت او نباشد . و نزد علّامه - رحمه اللّه - تحقيق آن است كه اگر مراد اين باشد كه مكلّف نخواهند بود مطلقا خواه آن كه بعد از اين برسد به ايشان
هامش
( 1 ) . ابراهيم / 4