نيست مشكل گذر از وادى پرخار جهان * گر ز خود قطع تعلق كنى آسان گذرى « 1 »
اگر روشن شود كاشانهام از شمع اقبالش * به كام دل زنم پروانهسان يك چند دورانى « 2 »
مگر حديث كند بهر گل صبا روزى * تمام شب همه بلبل هزار دستان است
عاقبت اشك سحرگاه به كارم آمد * اين جگرگوشه چه وقتى به كنارم آمد « 3 »
در بندگى اخلاص عمل در كارست * هر بنده كه مست اوست او هشيار است
تسبيح بگردان و مگردان دل را * كاين رشته ز صد راه تو را زنّار است « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : تذكرة المعاصرين / 151
( 2 ) . فضائل السادات / 12
( 3 ) . پيشين / 329
( 4 ) . پيشين / 395 ، نيز بنگريد صفحههاى 14 ، 18 ، 39 ، 90 ، 287 ، 462