تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 89

مساهمون:

صمقدمه ٨٩
همچو رگ ريشه دوانيده به جانم غم تو * بسته بر گردن گل ، زلف كجت سلسله‌ها
هستى شوق تو بيرون ز بساط هستى * بادهء عشق تو بيرون ز خم حوصله‌ها
اشرف اين آن غزل جد تو اشراق بود « 1 » * اى به درگاه تو از قدس روان قافله‌ها « 2 »
اى كه از سم سمندت ريگ اختر مىشود * بگذرى گر بر مزارم خاك من زر مىشود
كس به پيش ابر جودت دست سائل را نديد * غنچه از فيضت نهان در پرده پر زر مىشود
پيش فيض همّتت محروم چون گردد كسى * كز خطر افتاده ابروى تو گوهر مىشود « 3 »
آن ماه دو هفته دلبر جانى من * آن يار عزيز يوسف ثانى من
يك روز نكرد فكر شب‌هاى غمم * يك بار نگفت پير كنعانى من
هامش
( 1 ) . اين غزل به استقبال غزل مير داماد به مطلع زير استاى به درگاه تو از قدس روان قافله‌ها * پيش طوف سر كوى تو خجل قافله‌هاهمين غزل نيز توسط سيّد مرتضى ، فرزند صاحب ترجمه نيز استقبال شده است . ( 2 ) . بياض خانوادگى از مؤلف ( 3 ) . پيشين / 287
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 89 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى