تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 88

مساهمون:

صمقدمه ٨٨
قطرهء باران تو عمان به دل * پيش كف ابر تو دريا خجل
هر سخنم عذر سخن گفتن است * طىّ ره عشق تو جان سفتن است
مطلبم آن است كه جويا شوم * وز سخن عشق تو گويا شوم
ورنه در اين راه سخن ابلهى است * طول سخن در رهت از كوتهى است
چون شده زو نسخهء ما ابتدا * ختم نموديم به نام خدا
خامه چو اين گوهر معنى نوشت * مهر على در دل و در جان سرشت
كلك من اين گوهر معنى چه سفت * اشرف تأليف به تاريخ گفت « 1 »
بستم از بند گل بار دگر راحله‌ها * شد روان باز برويم ز گهر قافله‌ها
پاى پرآبله يك پلّه ز خاكم برداشت * پايهء گوهرم افزود از اين آبله‌ها
نشود تا به دم صبح قيامت آخر * گر كنم از غم هجران تو شب‌ها گله‌ها
هامش
( 1 ) . فضائل السادات / 508 بخشى از اين مثنوى نيز در رسالهء مبطلات صلاة برگه دوم آمده است .
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 88 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى