قال : و انواع الكمّ المتّصل قد تكون تعليميّة . « 1 »
يعنى انواع ثلاثه از كم متّصل قارّ الذّات - كه خط و سطح و جسم است - گاهى اخذ كرده مىشود به اعتبار لا به شرط شىء پس آنها را تعليمى مىگويند ، و گاهى به اعتبار ديگر كه شرط شىء باشد ، ملاحظه مىشوند پس آن وقت تعليمى نمىگويند ، مثلا هرگاه اخذ شود مقدار به اعتبار ذات خودش نه از جهت اقترانش « 2 » به موادّ و اعراضش از الوان و غيرها آن را مقدار تعليمى مىگويند ، مثل خطّ تعليمى و سطح تعليمى و جسم تعليمى . پس در جسم تعليمى تخيّل مىشود ابعاد ثلاثه بدون التفات به چيزى از موادّ و احوالش ، و همچنين نقطه اگر چه از ما نحن فيه نيست ، و موافق شرح علّامه و « 3 » اينها را تعليمى مىگويند ، چون در علم تعليم - كه علم رياضيست - بحث از اينها مجرّد از مادّه و توابعش مىكنند . و در مبدأ تحصيل شروع به رياضى و حساب مىشود از جهت تأسّى نفس به امور يقينيّه در اوّل تعليم .
قال : و ان كانت تختلف بنوعمّا من الاعتبار . « 4 »
ظاهر معنى از اين كلام اين است كه بودن جسم تعليمى مفارق است با بودن خطّ و سطح اين نحو ، و بيان مفارقت اينها از هم موافق تحرير علّامه اين است كه مفارقت دارند از هم به نوعى از اعتبار ، امّا
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 206 : و انواع متصله قد . . .
( 2 ) . م : اقتراش
( 3 ) . كذا .
( 4 ) . كشف المراد / 206