شرّاح نمودهاند « 1 » - و همچنين در كمّ متّصل از براى آن كه جسم طبيعى معروض جسم تعليمى است ، و از براى سطح نيز معروض است به واسطهء جسم تعليمى ، و همچنين از براى خطّ نيز معروض است به واسطهء سطح ، پس در معروض واحد قريب وارد نمىتوانند شد كه بدون واسطه باشد . و اما عدم بودن آن در غايت / * ب / 107 / تباعد از جهت آن كه مقدارى نيست كه يافت شود مگر كه ممكن باشد كه فرض شود اكثر از آن يا اصغر آن در آن ، پس غايت تباعد بينها نيست ، و همچنين عدد .
قال : و يوصف بالزّيادة و الكثرة و مقابلهما دون الشدّة و مقابلها . « 2 »
يعنى [ الف - 141 ] كمّ به انواعش « 3 » موصوف مىشود به اين كه بعضىاش زايد است به بعضى ، چنانچه ستّه از يد از ثلاثه است ، و همچنين خطّ اطول و انقص مىشود و موصوف به قلّت و كثرت مىشود و ممتنع است اتّصافش به شدّت و ضعف ، از جهت آن كه خطّى اشدّ از خطّ ديگر به سبب خطّ بودن نمىباشد ، و كثرت و زيادتى به سبب عدد و اصل امر موجود است نه به سبب اختلاف در فصل و حقيقت آن كه در شدّت و ضعف مىباشد ، اين اختلاف حقيقى و مشهور است نزد اهل اين فنّ كه ذاتى مقول به تشكيك نيست .
هامش
( 1 ) . كذا . عبارت معترضه مغشوش است . كشف المراد : « اما عدم اتحاد الموضوع فى العدد :
فلأنّه ليس لشىء من العددين موضوع قريب مشترك و كذا المتصل » .
( 2 ) . كشف المراد / 205
( 3 ) . م : باعواعش