محدّب هر يك مقعّر مافوقش و به مقعّر هر يك محدّب ماتحتش . و اين فلك كه از براى هر كوكب ثابت نمودهاند « 1 » فلك كلّيست كه مشتمل است بر ساير افلاك جزئيّه خودشان مگر قمر كه ممثّل آن محيط است به ديگرى كه آن را « مايل » مىگويند .
و اثبات نمودهاند [ الف - 99 ] نيز فلكى كه آن خارج است مركزش از مركز ارض ، يعنى مركزش غير مركز ارضى است ، و منفصل است از ممثّل يا از مايل كه مماسّند محدّب اين هر دو ، و مقعّر اين هر دو بر دو نقطه كه نام گذاشته شده نقطه ابعد از ارض به اسم « اوج » و نقطهء اقرب آن به اسم « حضيض » .
و اثبات نمودهاند فلك ديگر / * الف / 77 / در اين سبعهء سيّاره كه آن را « فلك تدوير » مىگويند كه غير محيط است به ارض ، بلكه آن در ثخن خارج مركز ارض است كه مماسّ است دو سطح محدّب آن بر دو نقطه كه مسمّى شده نقطهء ابعد از مركز ارض « 2 » به ذروه ، و نقطهء اقرب به آن به حضيض . اين است حكم در جميع سبعهء سيّاره مگر در شمس كه ثابت نمودهاند از براى آن فلكى تنها كه خارج مركز است يا تدوير بدون رجحان احدهما به ديگرى ، و اثبات كردهاند از براى عطارد دو فلك كه هر دو خارج مركزند كه يكى را « مدير » مىگويند و يكى را « حامل » ، پس مجموع با آن دو فلكى كه عظيمند بيست و چهار فلك شده كه مشتمل است هفت فلك از اينها بر هفت كواكب « 3 » متحيّره ؛ و فلك البروج مشتمل است بر هزار و بيست كوكب ثابته و
هامش
( 1 ) . م : نموده
( 2 ) . م : ازص
( 3 ) . كذا