جزئيّهاند .
و امّا افلاك كليّه : پس نهتااند ، واحد از آنها محيط جميع افلاك است ، و آن را « فلك محيط » مىگويند ، و آن غير مكوكب است ، و چون كوكبى ندارد « فلك اطلس » نيز مىگويند .
و زير آن فلك « فلك ثوابت » است ، و آن را « فلك بروج » نيز مىگويند .
و « فلك محيط » كه اوّل بود مقعّرش مماسّ است به محدّب اين فلك ، و تحت اين ، « فلك بروج » فلك زحل است ، و تحت آن فلك مشترى است ، و تحت آن فلك مرّيخ است و تحت آن فلك شمس است . و تحت آن فلك زهره است . و تحت آن فلك عطارد است . و تحت آن فلك قمر است كه مماسّ است مقعّر هر فلك عالى به محدّب فلك سافل .
و اين نه فلك در مراكز موافقند يعنى موافقند همه با زمين در مركز .
بعد از اين بدان ! كه هر يك از اين نه فلك منفصلند به اجسام كثيره كه مقتضيست اختلاف حركاتشان اين انفصال را ، يعنى فهميده مىشود اين انفصام « 1 » اجسام از اختلاف حركات كواكبشان در طول و عرض و استقامت و رجوع و سرعت و بطء و بعد و قرب از زمين ، پس اثبات نمودهاند از براى هر كوكبى فلكى كه آنها را « ممثّلات فلك البروج » « 2 » مىگويند كه مركز آنها مركز عالم است ، و مماسّ است به
هامش
( 1 ) . انفصام : جدايى
( 2 ) . ن : البروح