تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
و اين كلام دفع توهّميست كه بعضى از قاصرين نموده‌اند كه : عدم بالذّات اولى است نسبت به عرض‌هاى سيّاله ، مثل حركت زمان / * الف / 66 / و اصوات ؛ و هر عرض سيالى كه خود بالذّات معدوم مىشوند . جواب آن است كه محال است كه عدم شىء ذاتى شىء باشد و الّا موجود نمىشد ، و حركت و مثل آن علّت در وجود دارند ، پس هرگاه علّتشان يا احد شرايطشان معدوم شود معدوم مىشوند ، و امتناع اجزاء اينها مجتمعة دليل اولويّت عدم اينها نيست ، و بر تقدير اولويّت كافى نيست اولويّت فى نفسها به وقوع احد طرفين چنانچه گذشت در نفى اولويّت . قال : و من العلل المعدّة ما يؤدّى الى مثل ، أو خلاف ، أو ضدّ . « 1 » يعنى بعضى [ الف - 85 ] از علل معدّه مىرساند چيزى را به مثلش ، چنانچه حركت به نصف مسافت معدّ است از براى حركت به منتهاى آن ، يا مؤدّى است به خلافش ، مثل حركتى كه مؤدّى است به سخونتى كه آن سخونت خلاف حركت است ، يا مؤدّى است آن معدّه به ضدّش ، مثل حركت به فوق كه مؤدّى است به حركت به سفل . قال : و الإعداد قريب و بعيد . يعنى معدّات قريب مىباشند ، مثل معدّ بودن جنين به صورت
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 134