انسانى ، و بعيد مىباشند مثل معدّ بودن نطفه نيز به صورت انسانى .
قال : و من العلّة العرضيّة ما هو معدّ .
يعنى بعضى از علل فاعلى هست كه بالعرض فاعلند ، ليكن مىشود كه بالذّات معدّ چيزى باشند ، مثل آن كه شرب سقمونيا علّت فاعليّه عرضيّه است از براى برودت به نحوى كه گذشت ، با وجود آن كه علّت معدّهء برودت نيز همين سقمونيا در طبيعت انسانى هست . « 1 »
[ ب - 85 ] [ الف - 86 ] / * ب / 66 /
هامش
( 1 ) . نخ : + در تمام ( كذا قابل قراءت صحيح نيست ) شهر ربيع الاوّل سنه 1118 تا اينجا مرور شد . در نسخهء م صفحه [ الف - 86 ] سفيد است .