فصل اول تقسيم علم به تصور و تصديق ( اندر رسيدن و گرويدن )
1 - تقسيم منطقى
تقسيم منطقى عبارت است از اينكه قيود گوناگونى را بر « امر واحد » و « مبهمى » كه نام آن مقسم است اضافه نمائيم و آن واحد را در گوناگونيهاى خودش بخش و توزيع نموده و اقسام آن را شناسائى كنيم .
در اين صورت اين واحد مبهم را « مقسم » مىگوئيم و از هر قيد و شرطى كه بر آن مىافزائيم بخشى بدست مىآوريم كه آن را « قسم » و مجموعهء اين بخشها را « اقسام » آن مقسم مىناميم .
در انقسامات ماهيت اين قيود و گوناگونيهائى كه بر « ماهيت مقسم » « 1 »
هامش
( 1 ) « مقسم » يعنى واحدى كه به اقسام خود منقسم مىشود ، جز ظهور و تعين و نمود در اقسام خود هيچگونه واقعيت مستقلى از اين اقسام ندارد . هرگونه تعين و استقلال حتى استقلال ذهنى و عقلانى كه براى مقسم تصور كنيم مقسم را از موضع منطقى خود خارج كرده و آن را به صورت يك « مادهء عقلانى » بيرون خواهد آورد . مثلا اگر حيوان را به انسان و فرس و خزندگان و چرندگان تقسيم كنيم ، در اين تقسيم « حيوان » در حد ذات هيچ هويت مستقل و جداى از انواع و اقسام خود نه در هستى عينى دارد و نه در هستى تحليلى و ذهنى ندارد . پس حيوان از آن نظر كه مقسم اين تقسيمات واقع گرديده در حد ذات مقسمى خود يك چنان « ابهام » ثبوت و منطقى دارد كه ممكن نيست با هيچ قوه و نيروى تحليلى ذهنى از اين ابهام بيرون آمده و به صورت استقلال عينى يا ذهنى نمودار گردد . اگر ماهيت حيوان را فرضا به صورت يك واحد مفهومى مستقل در ذهن پژوهشگر و تحليلى خود تصور نمائيم و مشخصات و نهادهاى درونى ماهيت آن را تشريح و شناسائى كنيم آن ماهيت ديگر مقسم اين اقسام نخواهد بود و تنها يك « ماهيت من حيث هى هى » است كه بجز خود آن ماهيت چيز ديگرى نمىباشد ، اين ابهامى كه در نهاد معناى مقسم حكمفرما است -