تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
و چنان كه معلوم اگر وجود ادراكيش در جسم يا جسمانى باشد محسوس خواهد بود نه معقول ، به سبب آنكه مصادف عوارض غريبه و انفعالات مادّيّه‌اى است كه مانع انطباق آن است بر كثيرين . و اگر در جوهر غير جسمانى باشد معقول است نه محسوس ، به جهت آنكه خالى است از آنچه او را از مطابقه بر كثيرين منع مىنمايد ، همچنين هر قوّهء جسمانيّه كه ادراك صورتى نمايد آن صورت در مادّهء آن قوّه حلول مىكند ، زيرا كه اگر حلول در قوّه نمايد بدون حلول در مادّه هرآينه براى آن قوّه قوام وجودى خواهد بود بدون مادّه ، پس جسمانى نخواهد بود . پس آن صورت خالى نخواهد بود از آنچه موجب محسوسيّت و عدم انطباق آن بر كثيرين باشد . و هر جوهر قدسى كه ادراك صورتى نمايد معقول خواهد بود و بر كثيرين صدق خواهد كرد ، زيرا كه گرفتار سلاسل و اغلال مادّه نيست . و از آنچه مذكور شد محقّق گرديد كه مدار عاقليّت و معقوليّت بر آن است كه شىء از مادّه بالكلّيّه مجرّد باشد و مدار حاسيّت و محسوسيّت بر آن است كه شىء متعلّق به مادّه باشد نوعى از تعلّق اگر چه مدار ادراك مطلقا بر نوعى از تجريد است ، ليكن تعقّل به تجريد تامّ و به نزع محكم است و ساير ادراكات حسيّه به تجريدات ناقصهء متفاوتة المراتب . و دليل بر اين آنكه اگر اثرى از محسوس در حاسّ حادث نشود حالت قبل از احساس و بعد از آن مساوى خواهد بود ، و اگر آن اثر مناسب يا محسوس نباشد اثر او نخواهد بود ، پس حصول آن اثر در حاسّ احساس آن محسوس نخواهد بود . پس ناچار بايد كه آن اثر صورت آن محسوس باشد مجرّد از مادّه و اگر چه غشاوه‌اى از كم و كيف و وضع و متى با آن باشد . و اگر كسى گويد : كه فرق چيست كه چون وضع مثلا مقارن جسم مىشود آن را مشار اليه و محسوس مىگرداند ، و چون مقارن جوهر عاقل مىشود اين اثر نمىكند ؟ مىگوييم : كه فرق اين است كه چون مقارن جسم و جسمانى مىشود در آن اثر مىكند چنان كه مذكور شد ، و چون مقارن مدرك مىشود در آن اثر نمىكند ، زيرا كه اگر در مدرك اثر كند بايد كه مدرك به رفع آن معدوم شود ، چنان كه متخيّل كه از اقتران به عوارض غريبهء مؤثّر در آن خالى نيست اگر آن عوارض از آن مرتفع گردد متخيّل نخواهد بود ، و معقول از معقوليّت بيرون نمىرود خواه مجرّد از عوارض باشد و خواه مقرون به آنها ، زيرا