تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
چنان كه محقّقان حكما به آن تصريح نموده‌اند . و علاقه‌اى كه در ميان ذات ممكن و حقيقت واجب متصوّر است همان علاقهء معلوليّت است و بس . و شكّى در اين نيست كه آن علاقه‌اى است ضعيف كه موجب حصول علّت براى معلول نمىتواند شد ، زيرا كه وجود معلول از اين حيثيّت كه معلول است اگر چه بعينه وجود او است براى علّتش ، ليكن وجود علّت از آن حيثيّت كه علّت است وجود او نيست براى معلولش و مستلزم او نيست . پس علاقهء علّيّت موجب عالميّت مىشود ، به خلاف علاقهء معلوليّت . و حاصل آن است كه علم به حصول معلوم براى عالم حاصل مىشود به نحوى كه به ذات يا به صورت حاصل باشد ، حصولى حقيقى يا حكمى . و آن منحصر است در حصول شىء براى خودش يا براى علّتش . و هيچ يك از اين دو قسم در واجب نسبت به ممكنات تصوّر نمىشود . پس حصول علم به حقيقت واجب به هيچ وجه ممكن نخواهد بود ، و هو المطلوب .

تنبيه تقديسى

هر چيز كه وجودش فى نفسه اتمّ است معقولش در ذهن نيز اتمّ است ، زيرا كه حقايق اشياء بأنفسها به ذهن مىآيد نه به ظلال و اشباح ، و معقول آنها بر طبق موجود آنهاست . پس اگر وجودش كامل باشد ، مانند دايره و مربّع و عدد و اشباه آنها ، معقولش نيز تام خواهد بود ، و اگر ناقص باشد ، مثل حركت و زمان و هيولى و امثال آنها ، معقولش نيز ناقص خواهد بود . و ظهور اين معنى در علمى كه به ارتسام نباشد ، بلكه به مجرّد اضافهء اشراقيّه باشد اوضح است ، زيرا كه در اينجا معقول همان موجود خارجى است . و از آنجا كه واجب قيّوم در اعلا مرتبهء فضيلت وجود است بايد كه معقول از او نيز در نهايت كمال باشد ، و چون امر بر خلاف آن است معلوم مىشود كه اين نقص از جهت ماست نه از جهت او ، زيرا كه او به حسب ذات در نهايت كمال است . و ليكن عقول ما به اعتبار ضعف و فرو رفتگى كه در مادّه دارند و ملابس قوى و اعدامند نمىتوانند كه او را ادراك نمايند به همان نحو كه فى حدّ ذاته بر آن نحو است ، زيرا كه شدّت كمال و غلبهء نورانيّت آن جناب بر آنها غلبه نموده است ، و بر ادراك او قدرت ندارند ، و اگر چه ساير اشياء را به افاضه
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 588 | احمد بن محمد حسينى اردكانى