تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
است ، و لكن در مدّتى كه به بدن تعلّق دارد ناچار آراء و ملكاتى را كسب مىكند شريفه يا خسيسه و قوّه‌اش از آن ملكات فعليّت پيدا مىكند ، يا نوريّهء ملكيّه و يا ناريّهء شيطانيّه ، و به اين سبب مرتبهء قوّه و استعداد تحصيل كمالات از نفس باطل شده است ، و تمنّي رجوع به قوّه با حصول فعليّت . چنان كه حق تعالى مىفرمايد كه :
« يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً »
( نبأ ، 40 ) ، تمنّاى امر ممتنع است ، زيرا كه بالقوّه شدن شيء بالفعل از محالات است ، به خلاف عكس . دوم : تشبّث به كلمات اوايل است از حكماء سابقين و به اشارات انبياء معصومين و به آيات مذكوره در كتاب مبين . مثل :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
( نساء ، 56 ) ، و مثل :
رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ
. ( غافر ، 11 ) و امثال آنها . و جوابش : اين است كه براى اين رموز قرآنيّه و اشارات نبويّه محامل صحيحه هست غير از حصول تناسخ در دار دنيا ، زيرا كه اكثر مواعيد الهيّه در سرايى ديگر متحقق مىگردد غير اين سرا ، و عالم آخرت منحصر در عالم عقل نيست ، بلكه به غير عالم عقل عالمى ديگر هست كه منقسم است به نعيم نورى براى كاملين و جحيم ظلمانى براى ناقصين . و اگر كسى گويد : كه لزوم مفسدهء تناسخ كه عبارت است از آنكه شخص واحد صاحب دو ذات و دو صورت گردد اختصاص نفس به بدن دنياوى ندارد ، بلكه به هر بدنى كه تعلّق گيرد [ 494 ] همان مفسده لازم مىآيد . مىگوييم : كه وجود ابدان اخرويّه به سبب استعداد موادّ و حركات و تهيئات متدرّجه نيست كه از اسباب غريبه و لواحق مفارقه عارض گردد ، بلكه وجودشان به مجرّد ابداع حق اوّل است به حسب جهات فاعليّه بدون مدخليّت استعدادات موادّ و مشاركت قوابل . و اگر گويد : كه نصوص دلالت دارد بر آنكه بدن اخروى هر انسانى بعينه همين دنيوى اوست . مىگوييم : كه چنين است ، امّا به حسب صورت نه به حسب مادّه . و در اخبار وارد شده كه : « ضرس كافر در جهنّم به قدر كوه احد است و فخذش به قدر بيضا - و آن كوهى است در زمين شام يا در زمين مغرب - و نشستنگاهش در آتش به قدر ما بين مكّه و مدينه » . و ايضا وارد شده است كه « اهل جنّت جرد و مرداند » ، و از امثال اين اخبار مفهوم مىگردد