و در ابطال مذهب طايفهء دوم ، كه به نقل در جهت نزول قائلند ، مىگويند كه اگر قول ايشان حق باشد بايد كه وقت فساد هر بدنى از ابدان انسانى متّصل باشد به وقت تكوّن بدن حيوان صامتى ، زيرا كه حيوان در نزد ايشان غير انسان نيست ، به اعتبار آنكه چنين مىدانند كه منزل اوّل نور مجرّد بدن انسان است . و كاملين از انسان به عالم نور بالا مىروند و ناقصين ايشان در ابدان حيوانات متردّد مىباشند به موجب هر خلقى و هيئت ظلمانى كه در جوهر نطقى ايشان متمكّن گرديده است . و مىگويند كه براى هر خلقى نوعى از ابدان حيوانات هست كه مناسب آن است ، و براى هر نوعى قدرى معيّن از خلقى مىباشد . و بسا باشد كه تفاوت دو نوع در خلق واحد به حسب شدّت و ضعف باشد ، مثل خنزير و نمل كه [ 489 ] در خلق حرص شريكاند . اين قدر هست كه حرص نمل مثل حرص خنزير نيست . و بسا باشد كه در نوع واحد اشخاص مختلفه بوده باشند ، پس اختلاف حيوانات به حسب حقيقت به حسب اختلاف انسان است در اخلاق محموده و مذمومه و در شدّت و ضعف هر يك از آنها و اختلاف تراكيب در اخلاق . زيرا كه همهء اخلاق از منزل اوّل كه باب الأبواب است بر آنها وارد مىگردد ، به جهت آنكه همه در او موجود است و از او به آنها سرايت مىكند ، به واسطهء انتقال جوهر نفسى كه به آن موصوف است بدون آنكه در بين تعطّلى براى آن باشد .
و امّا بطلان لازم : به جهت آنكه علاقهء لزوميّه كه موجب اتّصال وقت فساد بدن انسانى به وقت كون بدن حيوانى صامت بوده باشد يافت نمىشود .
و منع اين مقدّمه و استناد منع به آنكه اين امور به هيئات فلكيّه غائبه از ما منضبط است ، چنان كه خسارت بعضى در وقت ربح بعضى ديگر است ، و هرگز مال معطّل نمىماند ، مكابره است . زيرا كه مبناى آن بر احتمالى است بعيد ، و با تجويز مانند اين احتمالات اعتماد بر هيچ حكم باقى نمىماند و نمىتوان در ميان دو چيز حكم به ملازمه يا عدم ملازمه كرد .
و وجهى ديگر : در بطلان لازم آن است كه اگر آنچه اين گروه مىگويند حق باشد ، بايد كه عدد كائنات از ابدان حيوانيّه با عدد فاسدات از ابدان انسانيّه هميشه مطابق باشد ، زيرا كه اگر نفوس از ابدان زيادتر باشد بايد كه چند نفس به بدن واحد تعلّق گيرد اگر ممانعت و مدافعت در آنها نباشد ، يا آنكه بعضى نفوس معطّل بمانند . و اگر ابدان از نفوس زيادتر باشند بايد كه يك نفس به چند بدن تعلّق گيرد ، يا آنكه براى بعضى ابدان نفوس جديد
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 539
مساهمون: احمد بن محمد حسينى اردكانى
ص٥٣٩