تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
ادراكات بر نفس مجتمع مىگردند ، و بعضى به بعضى مختلط مىشود ، و هيچ يك به حسب كمال و تمام حاصل نمىشود . و از آنجا كه صور اشياء اوّلا براى نفس در حس حاصل مىشود و بعد از آن در خيال و بعد از آن در عقل نظرى ، گفته‌اند كه : « من فقد حسّا فقد علما » . و چيزى از محسوسات نيست كه جامع همهء كيفيّات و صفاتى باشد كه احساس به آن واقع مىشود . چنان كه مبصر غير مسموع است ، و طعم غير رايحه است . پس مدارك آنها نيز بايد مختلف باشند ، به خلاف وجود اشياء در عقل كه شىء واحد به حسب وجود واحد عقلى امور متكثّره مىتواند بود بر وجه اعلى و اشرف . و از اين معلوم مىشود كه بايد ادراك محسوسات از آن حيثيّت كه محسوسند به آلات مختلفه باشد ، به حسب اختلاف اجناس آنها ، تا آنكه بر نفس مختلط و ادراكاتش مشوّش نگردد . و در صورت اختلاف آلات ، چون نفس قصد إبصار نمايد ، به چشم التفات مىكند . و چون قصد سماع نمايد به گوش . و همچنين در ساير قوى . و چون اين افعال به استعانت از قوى براى نفس مكرّر شد ، چنان ملكه و اقتدارى براى آن حاصل مىشود كه بدون استعانت به آلات آن امور را [ 454 ] تحصيل مىتواند نمود ، بلكه تصرّف در آنها نيز مىتواند كرد . پس معلوم شد كه نفس در اوّل تكوّن به منزلهء هيولاى اولى است كه از هر كمال صورى و صورت محسوسه و متخيّله و معقوله خالى است ، و بعد از آن به مرتبه‌اى مىرسد كه فعّال صور مجرّدهء جزئيّه و كلّيّه مىگردد . پس گمان كسانى كه چنين پنداشته‌اند كه نفس به حسب جوهر و ذات در اوّل تعلّق به بدن تا آخر بقاء آن شىء واحد است ، فاسد خواهد بود . « 1 »

فصل پانزدهم در تحقيق حدوث نفس ناطقهء انسانى

بدان كه منقول از بعضى قدما مانند افلاطون قدم نفس است ، و ارسطو و مشّائين و
هامش
( 1 ) - صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 8 ، ص 325 .