گيرد خواه پير اگر زن آن را پيش خود نگاهدارد آبش بىاختيار رود .
ايضا آمده كه در ملك مصر سنگيست كه چون آن را در سركه اندازند بدرجهد و در آن قرار نگيرد و نوع ديگر از احجار است كه در سركه بيقرار مىشود .
ايضا در مصر خوشرنگ سنگيست كه هركه در دستش نگاهدارد استفراغ بر او غالب شود تا آنسنگ از دست نگذارد قى رو بكمى نياورد .
ايضا در آنجا حجريست كه چون در آتش افكنند اثر گرمى از آن برخيزد اگر در تنور نهند همهء نانها فرو ريزد .
و بعضى در نواحى كوه سبلان از كان ياقوت نشان ميدهند و نشان آن كوهيست در آنجا كه كسى را بر آن دست نميباشد هرگاه از آن كوه سيلاب آيد آب ياقوت ريزه فراوان آورد و خلق بر رهگذر سيل ايستاده و ياقوت ريزهها را بدست آورده بفروشند و بدون سيلاب گوهر پرتاب دوچار نشود .
ايضا در حبش چاهيست و مقله نام مردم عوام از آنمقام خاك برده بشويند و زمرد از آن بجويند .
ايضا در حدود مصر موضعيست كه افليس ميخوانند و در آنموضع غار همواريست پردخان و بوى عفونت بمشام روندگان ميرسد و گويند آنجا كان زبرجد است و بدست آوردن آن بسيار متعذر .
ايضا گويند در اقصاى هند درهايست سراسر زمين پر از مغاكست و هر مغاكى جاى هزاران افعى از بيم ماران احدى قدم در آنمكان نگذارد ريزههائى در آنجا افتاده چون اسكندر بمشرق شتافت از آنمقام مطلع شده در تدبير حصول آن كمر بست و ساعتى سر بزانوى تفكر نشسته در آنجا جانوران پرنده بسيار ديد گوشت پارههاى چاق و لاغر را در آن
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص٩٥