تصوير پنجم در ميناسازى غرايب احجار سردست و از مى پرجوش نوادر خمكده معادن سرمست
سنگيست در دريا كه روز در ته آب جا مىكند گويند آن گوهر نايابست هنگام شب مىآيد بر سر آب هركه آنرا بر مركب ببندد مركبش از فرياد لب بربندد .
از ارسطو در كتاب جواهر الاشياء منقولست كه هرگاه اسكندر بر لشكر دشمن ارادهء شبيخون داشت آن سنگ را بر گردن اسبان لشكريان مىبست از طفيل آن آواز اسبان برنمىآمد .
ايضا در ميان راه قزوين كوهيست پرشكوه بسيار خوش شكل و مطبوع و مترددين را بكندن سنگ آن سروكار اگر آن سنگ را در آتش اندازند رنگهاى خوش از آن ظاهر شود هر رنگ كه دل ايشان خواهان باشد آشكار شود و باعث تعجب بينندگان گردد .
ايضا سنگ ديگريست نامور بخاصيت جاذب زر و از قوت جاذبه از دو ذرع نقره را در كمال جذب سوى خود كشد .
ايضا در حد مغرب نوعى از سنگ هست شكل و رنگ آن نامعلوم در خاصيت جاذب موش شومست در هرجا كه آن باشد از هجوم موشان را پراكندگى حاصل مىشود چرا كه در آنمرز و بوم گربه نميباشد و