تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

حرف فاء

در قراء سيستان كوهيست كه آن را بارندگى نامند و آنمكان را متبرك دانند و در آن طاقيست از سنگ كه دايم آب از آن ميچكد بيدرنگ مىآيد اهل حاجات به زيارت آنمكان ميروند و طلب حاجات ميكنند اگر چكيدن آب از آن طاق افزون شود حاجات روا گردد و مردم خشنود و اگر آب اضافه نشود حاجت مردم روا نشود .

حرف قاف و كاف

در تاريخ روضة الطاهرين محمد طاهر عماد الدين آورده چون جهان پهلوان گرشاسب نريمان برادرزادهء خود را بضبط ملك چين روانه گردانيد بعد از مدتى بپاى كوه بلندى رسيد تا دو فرسنگ در حوالى آنكوه مأوا نمود . برگ گياه ظاهر نبود هركه بآواز بلند در آنجبال فرياد مينمود از اطراف كوهسار سنگها بر سرش مىخورد . ايضا جبل كوكبان واقعست در قرب صنعان و بر قله آن دو قصر عاليست از جواهر در شب چون اختر ميدرخشد گويند آن قصور از بناى اجنه است و از باعث آن كسى اطلاع ندارد . ايضا در كوه گلستان در حدود طوس غاريست بر مثال ايوان و آن را دهليزيست رفيع چون مردم از آنجا مسافتى بروند بروشنى رسند و در آنجا چشمه‌ايست پرنيرنگ آبش تا هرجا ميرود سنگ مىشود . چون از آنجا پيشتر روند باد سردى پيدا شود و مانع دخول گردد . ايضا در هشت گروهى كلات قلات كوهيست بزرگ و در ميان آن غارى پرشكوه به غار شاه نامور و نظاره‌گاه ديده‌وران نامور در ميان آن دو ستون خدا آفرينست هريك گويا ستون خرگاه فلك برينست يكى بسقف غار